جلد هفتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «فقه و اصول» میباشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف و مرحوم معلّق است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی فقهی و اصولی خواهد بود. مهمترین مباحث این مجلّد: • کیفیت تطهیر اشیاء و لوازم بیمارستان، وجه شهادت به ولایت در اذان و اقامه، عدم جواز فتک و ترور، مباحثی در باب ولایت و حکومت • رسائلی پیرامونِ حرمت غناء، حرمت بازی با شطرنج، حرمت ربا، جواز حق التألیف، عدم جواز قضاوت زنان، استحباب اکیدِ مهرالسنة، جواز طواف به دور قبور اهل بیت علیهمالسلام • مباحثی در فقه اهل سنت و نقد و بررسی آن. • مباحثی در اصول فقه و قواعد فقهیه؛ همچون بررسی احادیث «مَنْ بَلَغ»، و بررسی «حدیث رفع»؛ و دیگر مطالب متنوّع فقهی و اصولی. • و همچنین برگزیده برخی کتب فقهی و اصولی.
مطلع انوار ج7
96أمّا القسم الأوّل: فقد اتّفق علماءُ الإمامیّة علی أنّ رؤیةَ الهلال فی بعض هذه البلاد کافیةٌ لثبوته فی غیرها؛ فإنّ عدمَ رؤیته فیه إنّما یَستند لا مَحالة إلی مانعٍ یمنَع من ذلک: کالجبال أو الغابات أو الغیوم أو ما شاکل ذلک.
و أمّا القسم الثانی، ذات الآفاق المختلفة: فلم یَقَع التعرّض لحُکمه فی کتب علمائنا المتقدّمین. نعم، حُکی القولُ بِاعتبار اتّحاد الأُفق عن الشیخ الطوسیّ فی المبسوط. فإذَن، المسألةُ مسکوتٌ عنها فی کلمات أکثر المتقدّمین، و إنّما صارت معرکةً للآراء بین علمائنا المتأخِّرین. المعروفُ بینهم القولُ باعتبار اتّحاد الأُفق؛ و لکن قد خالفهم فیه جماعةٌ من العلماء و المحقّقین، فاختاروا القولَ بعدم اعتبار الاتّحاد، و قالوا بکفایة الرؤیة فی بلدٍ واحدٍ لثبوته فی غیره من البلدان و لو مع اختلاف الأُفق بینها.
فقد نقل العلّامة فی التذکرة هذا القولَ عن بعض علمائنا، و اختاره صریحًا فی المنتهی. و احتمله الشهید الأوّل فی الدّروس. و اختاره صریحًا المحدّثُ الکاشانیّ فی الوافی و صاحبُ الحدائق فی حدائقه. و مالَ إلیه صاحبُ الجواهر فی جواهره و النّراقی فی المستند و السیّد أبوتراب الخونساری فی شرح نجاة العباد و السّید الحکیم فی مستمسکه [فی الجملة]. و هذا القول ـ أی: کفایةُ الرؤیة فی بلدٍ مّا لثبوت الهلال فی بلدٍ آخر [مع اشتراکهما فی کون لیلةٍ واحدةٍ لهما معًا و إن کان أوّلَ لیلةٍ لأحدهما و آخِرَ لیلةٍ للآخَر] ولو مع اختلاف أُفقِهما ـ هو الأظهر. و یدُلّنا علی ذلک أمران:
الأوّل: أنّ الشهورَ القمریّةَ إنّما تبدأ علی أساس وضع سیر القمر و اتّخاذه موضعًا خاصًّا من الشمس فی دورته الطبیعیّة، و فی نهایة الدّورة یدخل تحت شعاع الشمس، و فی هذه الحالة (حالةِ المُحاق) لا یمکن رؤیتُه فی أیّةِ بقعةٍ من بِقاع الأرض. و بعدَ خروجه عن حالة المُحاق و التمکّن من رؤیته، ینتهی شهرٌ قمریّ و یَبدءُ شهرٌ قمریّ جدیدٌ. و من الواضح أنّ خروج القمر من هذا الوضع هو بدایة شهرٍ قمریّ جدیدٍ لجمیع بقاع الأرض علی اختلاف

