جلد هفتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «فقه و اصول» میباشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف و مرحوم معلّق است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی فقهی و اصولی خواهد بود. مهمترین مباحث این مجلّد: • کیفیت تطهیر اشیاء و لوازم بیمارستان، وجه شهادت به ولایت در اذان و اقامه، عدم جواز فتک و ترور، مباحثی در باب ولایت و حکومت • رسائلی پیرامونِ حرمت غناء، حرمت بازی با شطرنج، حرمت ربا، جواز حق التألیف، عدم جواز قضاوت زنان، استحباب اکیدِ مهرالسنة، جواز طواف به دور قبور اهل بیت علیهمالسلام • مباحثی در فقه اهل سنت و نقد و بررسی آن. • مباحثی در اصول فقه و قواعد فقهیه؛ همچون بررسی احادیث «مَنْ بَلَغ»، و بررسی «حدیث رفع»؛ و دیگر مطالب متنوّع فقهی و اصولی. • و همچنین برگزیده برخی کتب فقهی و اصولی.
مطلع انوار ج7
97مشارقها و مغاربها، لا لبُقعةٍ دون أُخری و إن کان القمر مرئیًّا فی بعضها دون الآخر؛ و ذلک لمانعٍ خارجی: کشعاع الشمس أو حیلولةِ بقاع الأرض أو ما شاکل ذلک. فإنّه لا یرتبط بعدم خروجه من المُحاق؛ ضرورةَ أنّه لیس لخروجه منه أفرادٌ عدیدةٌ، بل هو فردٌ واحدٌ متحقّقٌ فی الکون، لایُعقل تعدّده بتعدّد البِقاع. و هذا بخلاف طلوع الشمس؛ فإنّه یتعدّد بتعدّد البقاع المختلفة، فیکون لکلّ بُقعةٍ طلوعٌ خاصٌّ بها.
و علی ضوء هذا البیان، فقد اتّضح: أنّ قیاسَ هذه الظاهرة الکونیّة بمسألة طلوع الشمس و غروبها قیاسٌ مع الفارق؛ و ذلک لأنّ الأرض بمقتضی کرویّتها تکون بطبیعة الحال لکلّ بقعةٍ منها مشرقٌ خاصٌّ و مغربٌ کذلک، فلا یمکن أن یکون للأرض کلِّها مشرقٌ واحدٌ و لا مغربٌ کذلک. و هذا بخلاف هذه الظاهرة الکونیّة (أی: خروج القمر عن منطقة شعاع الشمس)؛ فإنّه لعدم ارتباطه ببقاع الأرض و عدم صلته بها، لا یمکن أن یتعدّد بتعدّدها.
و نتیجة ذلک: أنّ رؤیةَ الهلال فی بلدٍ مّا أمارةٌ قطعیّةٌ علی خروج القمر عن الوضع المذکور الّذی یتّخذه من الشمس فی نهایة دَورته و [أنّه] بدایةٌ لشهرٍ قمریٍّ جدیدٍ لأهل الأرض جمیعًا، لا لخصوص البلد الّذی یُری فیه و ما یتّفق معه فی الأُفق.
و من هنا یظهر: أنّ ذهاب المشهور إلی اعتبار اتّحاد البلدان فی الأُفق مبنیٌّ علی تَخیّلِ [أنّ] ارتباط خروج القمر عن تحت الشعاع ببقاع الأرض کارتباط طلوع الشمس و غروبها، إلّا أنّه لا صلة ـ کما عرفت ـ لخروج القمر عنه ببقعةٍ معیّنةٍ دون أُخری؛ فإنّ حاله مع وجود الکرة الأرضیّة و عدمها سواءٌ.
الثانی: النصوص الدّالة علی ذلک؛ و نذکر جملةً منها:
١. صحیحة هشام بن الحکم عن أبیعبدالله علیه السّلام أنّه قال فیمن صام تسعةً و عشرین، قال: «إن کانت له بیّنةٌ عادلةٌ علی أهل مصر أنّهم صاموا

