جلد هفتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «فقه و اصول» میباشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف و مرحوم معلّق است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی فقهی و اصولی خواهد بود. مهمترین مباحث این مجلّد: • کیفیت تطهیر اشیاء و لوازم بیمارستان، وجه شهادت به ولایت در اذان و اقامه، عدم جواز فتک و ترور، مباحثی در باب ولایت و حکومت • رسائلی پیرامونِ حرمت غناء، حرمت بازی با شطرنج، حرمت ربا، جواز حق التألیف، عدم جواز قضاوت زنان، استحباب اکیدِ مهرالسنة، جواز طواف به دور قبور اهل بیت علیهمالسلام • مباحثی در فقه اهل سنت و نقد و بررسی آن. • مباحثی در اصول فقه و قواعد فقهیه؛ همچون بررسی احادیث «مَنْ بَلَغ»، و بررسی «حدیث رفع»؛ و دیگر مطالب متنوّع فقهی و اصولی. • و همچنین برگزیده برخی کتب فقهی و اصولی.
مطلع انوار ج7
99٣. صحیحة إسحاق بن عمّار قال: سألتُ أباعبدالله علیه السّلام عن هلال رمضان یُغَمّ علینا فی تسعٍ و عشرین من شعبان، فقال: «لا تَصُمه إلّا أن تراه. فان شهِد أهلُ بلدٍ آخَر أنّهم رَأوه، فَاقْضِه.»1
فهذه الصحیحة ظاهرة الدّلالة بإطلاقها علی أنّ رؤیة الهلال فی بلدٍ تکفی لثبوته فی سائر البلدان، بدون فرقٍ بین کونها متّحدةً معه فی الأُفق أو مختلفةً، و إلّا فلابدّ من التقیید؛ بمقتضی ورودها فی مقام البیان.
٤. صحیحة عبدالرّحمن بن أبیعبدالله قال: سألت أباعبدالله علیه السّلام عن هلال رمضان یُغَمّ علینا فی تسعٍ و عشرین من شعبان فقال: «لاتصُم إلّا أن تراه. فإن شَهِدَ أهلُ بلدٍ آخَر، فَاقضِه.»2 فهذه الصحیحة کسابقتها فی الدّلالة علی ما ذکرناه.
و یشهد علی ذلک ما ورد فی عدّة روایاتٍ فی کیفیّة صلاة عیدَی الأضحی و الفطر و ما یُقال فیها من التکبیر من قوله علیه السّلام فی جملةِ تلک التکبیرات: «أسألُک فی هذا الیوم الّذی جَعلتَه للمسلمینَ عیدًا.»
فإنّ الظاهر أنّ المشارإلیه فی قوله علیه السّلام فی هذا الیوم هو یومٌ معیّنٌ خاصٌّ الّذی جعلَه اللهُ تعالی عیدًا للمسلمین، لا أنّه یومٌ یَنطبق علیه أنّه یومُ فطرٍ أو أضحی علی اختلاف الأمصار فی رؤیة الهلال باختلاف آفاقها. هذا [من ناحیةٍ. و] من ناحیةٍ أُخری أنّه تعالی جعل هذا الیوم عیدًا للمسلمین کلّهم، لا لخصوص أهل بلدٍ تُقام فیه صلاة العید.
فالنتیجة علی ضوئهما: أنّ یوم العید واحدٌ لجمیع أهل البقاع و الأمصار علی اختلافها فی الآفاق و المَطالع.
و یدُلّ أیضًا علی ما ذکرناه الآیة الکریمة فی أنّ لیلة القدر واحدةٌ شخصیّةٌ
- التهذیب، ج ٤، ص ١٧٨؛ وسائل الشّیعة، ج ١٠، ص ٢٧٨.
- التهذیب، ج ٤، ص ١٥٧؛ وسائل الشّیعة، ج ١٠، ص ٢٩٢.

