
مطلع انوار ج8
کلام (مبدأ و معاد، مَساوی)
جلد هشتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در «مباحث کلامی» اعم از «مبدأ و معاد، مَساوِی» میباشد که گردآوریِ چنین مباحثی همراه با ذکر اسناد و مدارک، راه تتبّع در این موضوعات را برای اهل تحقیق، هموارتر نموده است. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول:مبدأ؛ یادداشتهایی متنوع در مورد توحید پروردگار؛ شامل آیات و روایاتی پیرامون لقاء الله و اسماء الهی و رویت پروردگار و معرفت او و عبودیت حقیقی و همچنین مطالبی متنوع از کتب مختلفِ علمای اسلام. • بخش دوم: معاد و علائم آخرالزمان؛ آیات و روایاتی متنوع در مورد معاد و جهان آخرت، مرگ و قبض روح، قیامت، عینیت جهنم با عمل انسان، همچنین علائم آخرالزمان؛ از قبیل دنیا پرستی مردم آخر الزمان. • بخش سوم؛ مَساوِی؛ مشتمل بر مطالبی متنوّع در نقد اهل سنت و جماعت، و همچنین مَطاعِن خلفای ثلاث و بنی عباس و بنی امیه، نقدِ علما و فقها و همچنین تحلیلِ فِرَق و مذاهبِ اهل سنت و یادداشتهایی پیرامون منع کتاب حدیث، و در نهایت بحثی مفصل پیرامون تقیه.
مطلع انوار ج8
158یوسف علیه السّلام مِن مصرَ بعد دَفنِه بها إلی فلسطین مَدفنِ آبائه.1
و نَقَلَ یوسفُ علیه السّلام جثمانَ أبیه یعقوب علیه السّلام مِن مصر، و دَفَنَه عند أهله فی حبرون فی المَغارة المُعدَّة لدَفنِ تلک الأُسرةِ الشّریفة، کما فی تاریخ الطبری، مجلّد 1، صفحة 161 الی 169 و معجم البلدان، مجلّد 3، صفحة 208؛ و تاریخ ابن کثیر، مجلّد 1، صفحة 174 الی 197.»
و در صفحه 75 و 76 آورده است که:
عبدُالله بن عَمرو بن حزام ـ حرام ـ الأنصاری والدُ الصحابیّ العظیم جابر بن عبدالله، استشهد هو و صدیقُه عَمرو بن الجموح الأنصاری بأُحُد، و دُفِنا فی قبرٍ واحدٍ، فلم تَطِب نفسُ جابر، فأخرَجَ أباه بعد ستّة أشهُرٍ.
قال جابرُ رضی الله عنه: دُفِن مع أبی رجلٌ، فلم تَطِب نفسی حتّی أخرَجتُه، فجَعَلتُه فی قبرٍ علی حدَّة. و زاد أبوداود و البیهقی: فأخرَجتُه بعد ستّة أشهُرٍ، فما أنکرتُ منه شیئًا إلّا شعیراتٍ کُنَّ فی لحیتِه ممّا یلی الأرضَ.2
و أخرج الحاکمُ فی المستدرک 3، صفحة 203 بإسناد صحّحَه عن جابر، قال: أصبَحنا یوم أُحد، فکان أبی أوّلَ قتیلٍ، فدَفَنتُه مع رجل [آخر] فی قبرٍ، ثمّ لم تَطِب نفسی أن أترُکه مع آخرَ، فی قبرٍ، فاستخرجتُه بعد ستّة أشهُرٍ، فإذا هو کیَومٍ وَضَعتُه غیر أُذُنِه.
قال ناصف فی التّاج، [جلد 1] صفحة 409 بعد ذِکر حدیث جابر و نقلِ جنازة سعد و سعید المذکورَین: ففیها جوازُ نَقلِ المیّت قبل الدّفن و بعده إلی محلٍّ
- ـ شرح الشمائل، للقاری 208 و شرح المنادی بهامشه.
- ـ صحیح بخاری، ج 2، ص 247؛ سنن أبیداود، ج 2، ص 72؛ سنن نسائی، ج 4، ص 84؛ سنن بیهقی، ج 4، ص 58؛ استیعاب ج 1، ص 368؛ ُأسد الغابة، ج 3، ص 232؛ الإصابة، ج 2، ص 350؛ التاج فی الجمع بین الصّحاح، ج 1، ص 410.
