
مطلع انوار ج8
کلام (مبدأ و معاد، مَساوی)
جلد هشتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در «مباحث کلامی» اعم از «مبدأ و معاد، مَساوِی» میباشد که گردآوریِ چنین مباحثی همراه با ذکر اسناد و مدارک، راه تتبّع در این موضوعات را برای اهل تحقیق، هموارتر نموده است. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول:مبدأ؛ یادداشتهایی متنوع در مورد توحید پروردگار؛ شامل آیات و روایاتی پیرامون لقاء الله و اسماء الهی و رویت پروردگار و معرفت او و عبودیت حقیقی و همچنین مطالبی متنوع از کتب مختلفِ علمای اسلام. • بخش دوم: معاد و علائم آخرالزمان؛ آیات و روایاتی متنوع در مورد معاد و جهان آخرت، مرگ و قبض روح، قیامت، عینیت جهنم با عمل انسان، همچنین علائم آخرالزمان؛ از قبیل دنیا پرستی مردم آخر الزمان. • بخش سوم؛ مَساوِی؛ مشتمل بر مطالبی متنوّع در نقد اهل سنت و جماعت، و همچنین مَطاعِن خلفای ثلاث و بنی عباس و بنی امیه، نقدِ علما و فقها و همچنین تحلیلِ فِرَق و مذاهبِ اهل سنت و یادداشتهایی پیرامون منع کتاب حدیث، و در نهایت بحثی مفصل پیرامون تقیه.
مطلع انوار ج8
159آخَر، و یَجِب نقلُه إذا طَلبه مالِکُ القبر أو خاف الغرقَ او التغییرَ، و یجوز نقلُه مِن وسطِ أقوامٍ [قوم] أشرار. فأصلُ النقل جایزٌ للحاجة.
در الغدیر، جلد 5، صفحه 76 آورده است:
عبدالله بن سلمة بن مالک بن الحارث البلدی الأنصاری استشهد بأُحُد، فجاءت أُمّهُ أنِیَسة بنتُ عدی إلی رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم فقالت: یا رسولَ الله! إنّ ابنی عبدالله بن سلمة ـ و کان بَدریًّا قُتِل یوم أُحد ـ أحبَبتُ أن أنقُله؛ فآنسُ بقُربه، فأذِنَ لها رسولُ الله صلّی الله علیه و آله و سلّم فی نقلِه. فعدَّلتْه بالمجذر بن زیاد [دیار] علی ناضحٍ له فی عباءة، فمُرّت بهما، فعجب لهما الناس، و کان عبدُالله ثقیلًا جسیمًا، و کان المجذرُ قلیلَ اللّحم. فقال النبیُّ صلّی الله علیه و آله و سلّم: ”سوّی ـ ساویٰ ـ ما بینهما عملُهما“ (أُسد الغابة، مجلّد 3، صفحة 177؛ الإصابة، مجلّد 2، صفحة 321 و مجلّد 4، صفحة 245)
(المجذرُ بن زیاد بن عمرو بن أحزم البلوی استشهد بأُحد، و حَمَلتْه أنیسةُ أُمّ عبدالله بن سلمة معه بإجازةٍ صریحةٍ من المشرِّع الأعظم، کما مرّ).
در صفحه 77 گوید:
المدفونون فی جوار مسجد رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم. قال العینی فی عمدة القاری، مجلّد 4، صفحة 63: أمَرَ عثمانُ رضی الله عنه بقبورٍ کانت عند المسجد أن تُحوَّل إلی البقیع، و قال: تَوَسَّعوا فی مسجدکم!
شهداء أُحد. روی ابن الجوزی فی صفة الصفوة، مجلّد 1، صفحة 147 عن جابر، قال: لمّا أراد معاویةُ أن یَجرِی عینَه الّتی بأُحُد، کتبوا إلیه: إنّا لا نستطیع أن نَجرِیها إلّا علی قبور الشّهداء. فکتب: انبُشوهم. و فی نوادر الحکیم الترمذی، صفحة 227، أَمَرَ منادیًا، فنادیٰ فیهم: مَن کان له قتیلٌ، فلْیَخرُج إلیه! قال جابر: فرأیتُهم یُحمَلون
