اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج8

کلام (مبدأ و معاد، مَساوی)

55٬845
مطلع انوار

جلد هشتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشت‌‌های مؤلف از آثار مختلف، در «مباحث کلامی» اعم از «مبدأ و معاد، مَساوِی» می‌باشد که گردآوریِ چنین مباحثی همراه با ذکر اسناد و مدارک، راه تتبّع در این موضوعات را برای اهل تحقیق، هموارتر نموده‌ است.  اهم مباحث این مجلّد:  • بخش اول:مبدأ؛ یادداشتهایی متنوع در مورد توحید پروردگار؛ شامل آیات و روایاتی پیرامون لقاء الله و اسماء الهی و رویت پروردگار و معرفت او و عبودیت حقیقی و همچنین مطالبی متنوع از کتب مختلفِ علمای اسلام.  • بخش دوم: معاد و علائم آخرالزمان؛ آیات و روایاتی متنوع در مورد معاد و جهان آخرت، مرگ و قبض روح، قیامت، عینیت جهنم با عمل انسان، همچنین علائم آخرالزمان؛ از قبیل دنیا پرستی مردم آخر الزمان.  • بخش سوم؛ مَساوِی؛ مشتمل بر مطالبی متنوّع در نقد اهل سنت و جماعت، و همچنین مَطاعِن خلفای ثلاث و بنی عباس و بنی امیه، نقدِ علما و فقها و همچنین تحلیلِ فِرَق و مذاهبِ اهل سنت و یادداشتهایی پیرامون منع کتاب حدیث، و در نهایت بحثی مفصل پیرامون تقیه.

سرای جاوید

مطلع انوار ج8

177
  • الآخرة، حبیبُک حبیبی، و حبیبی حبیبُ ‌الله، و عدوُّک عَدوِّی، و عُدوِّی عَدوُّ الله، والویلُ لِمَن أبغَضَک بَعدی“». أخرجه الحاکمُ فی أوّل صفحة 128من الجزء الثالث من المستدرک و صحّحه علی شرط الشیخین1.2و3

  •  

    1. ـ همان مصدر، ص 247.
    2. ـ رواه من طریق الأزهر عن عبدالرّزاق عن معمّر عن الزّهری عن عبیدالله بن عبدالله عن ابن عبّاس، و کلّ هؤلآء حجج، و لذا قال الحاکم بعد إیراده: صحیح علی شرط الشَّیخین. قال: و أبوالأزهر بإجماعهم ثقة، و إذا انفرد الثّقةُ بحدیثٍ، فهو علیٰ أصلهم صحیحٌ. ثمّ قال: سمعتُ أباعبدالله القرشیّ یقول: سمعتُ أحمد بن یحیی الحلوانی یقول: لمّا ورد أبوالأزهر مِن صنعاء و ذاکَرَ أهل بغداد بهذا الحدیث، أنکَرَه یحیی بن معین، فلمّا کان یوم مجلسه، قال فی آخر المجلس: أین هذا الکتاب النّیشابوریّ الّذی یذکر عن عبدالرّزاق هذا الحدیثَ؟ فقام أبوالأزهر فقال: هو ذا أنا. فضَحِکَ یحیی بن معین مِن قوله و قیامِه فی المجلس فقرّبه و أدناه ثمّ قال له: کیف حدّثک عبدُالرزّاق بهذا و لم یُحدِّث به غیرَک؟ فقال: اعلَم یا أبازکریّا أنّی قدمتُ صنعاء و عبدالرزّاق غائبٌ فی قریةٍ له بعیدة، فخرجتُ إلیه و أنا علیلٌ، فلمّا وصلتُ إلیه سألنی عن أمرِ خراسان، فحدّثتُه بها و کتبتُ عنه، و انصرفتُ معه إلی صنعاء. فلمّا ودّعتُه قال: قد وجب عَلَیَّ حَقُّک، فأنا أُحدّثک بحدیثٍ لم یسمعه منّی غیرُک. فحدّثنی والله بهذا الحدیث لفظًا، فصدّقه یحیی بن معین و اعتذر إلیه . ا ه‍ .
      أمّا الذّهبیّ فی التلخیص فقد اعترف بوثاقةِ الرّواة لهذا الحدیث عامّةً، و نصّ علی وثاقة أبی الأزهر بالخصوص، و شکّک مع ذلک فی صحّة الحدیث، إلّا أنه لم یأتِ بشئٍ قادحٍ سوی التحکّم الفاضح. أمّا تکتم عبدالرزّاق فإنّما هو للخوف مِن سلطة الظالمین، کما خاف سعیدُ بن جبیر حین سأله مالکُ بن دینار فقال له: مَن کان حاملُ رایةِ رسول الله؟ قال: فنظر إلیَّ و قال: کأنک رَخِیُّ البال. قال مالک: فغضبتُ و شکوتُ إلی إخوانه مِن القرّآء، فاعتذروا بأنّه یَخاف من الحجّاج أن یقول: کان حاملُها علیَّ ابن أبی‌طالب. أخرج ذلک الحاکمُ فی ص 137 من الجزء الثّالث من المستدرک ثمّ قال: هذا حدیث صحیح الإسناد، و لم یُخرِجاه.
    3. ـ جنگ 20، ص 70.
/ 13