
مطلع انوار ج8
کلام (مبدأ و معاد، مَساوی)
جلد هشتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در «مباحث کلامی» اعم از «مبدأ و معاد، مَساوِی» میباشد که گردآوریِ چنین مباحثی همراه با ذکر اسناد و مدارک، راه تتبّع در این موضوعات را برای اهل تحقیق، هموارتر نموده است. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول:مبدأ؛ یادداشتهایی متنوع در مورد توحید پروردگار؛ شامل آیات و روایاتی پیرامون لقاء الله و اسماء الهی و رویت پروردگار و معرفت او و عبودیت حقیقی و همچنین مطالبی متنوع از کتب مختلفِ علمای اسلام. • بخش دوم: معاد و علائم آخرالزمان؛ آیات و روایاتی متنوع در مورد معاد و جهان آخرت، مرگ و قبض روح، قیامت، عینیت جهنم با عمل انسان، همچنین علائم آخرالزمان؛ از قبیل دنیا پرستی مردم آخر الزمان. • بخش سوم؛ مَساوِی؛ مشتمل بر مطالبی متنوّع در نقد اهل سنت و جماعت، و همچنین مَطاعِن خلفای ثلاث و بنی عباس و بنی امیه، نقدِ علما و فقها و همچنین تحلیلِ فِرَق و مذاهبِ اهل سنت و یادداشتهایی پیرامون منع کتاب حدیث، و در نهایت بحثی مفصل پیرامون تقیه.
مطلع انوار ج8
186یومئذٍ إلّا تعیینَ علیٍّ ولیًّا لعهده و قائمًا مقامَه مِن بعده، فالحدیثُ مع ما قد حَفَّ به مِن القرائن نصٌّ جلیٌّ فی خلافة علیٍّ لا یُقبَل التأویلُ، و لیس إلی صَرفه عن هذا المعنی مِن سبیل، و هذا واضحٌ ﴿لِمَن كَانَ لَهُۥ قَلۡبٌ أَوۡ أَلۡقَى ٱلسَّمۡعَ وَهُوَ شَهِيدٞ﴾1.2و3
بحث در جملات و الفاظ خطبۀ غدیر که منظور رسول اکرم نمیتواند غیر از خلافت باشد
[المراجعات، صفحه 181]:
2ـ أمّا القرینة الّتی زَعَموها فجزافٌ و تضلیلٌ و لَباقةٌ فی التّخلیط و التّهویل؛ لأنّ النّبیّ صلّی الله علیه و آله و سلّم بعَث علیًّا إلی الیمن مرّتَین، و الأُولی کانت سنةَ ثمان، و فیها أرجَفَ4 المُرجفون به، و شَکَوه إلی النّبیّ بعد رجوعهم إلی المدینة، فأنکَرَ علیهم ذلک حتّی أبصروا الغضبَ فی وجهه، فلم یعودوا لمثلها. و الثّانیة کانت سنةَ عشر، و فیها عقَد النّبیُّ له اللّواءَ، و عَمَّمه صلّی الله علیه و آله و سلّم بیده، و قال له: ”امضِ و لا تَلتفِتْ“. فمَضَی لوجهه راشدًا مهدیًّا حتّی أنفَذَ أمرَ النّبیّ، و وافاه صلّی الله علیه و آله و سلّم فی حِجّة الوداع، و قد أهلَّ بما أهلَّ به رسولُ الله، فأشرَکَه صلّی الله علیه و آله و سلّم بهَدْیِه. و فی تلک المرّة لم یُرجِف به مرجفٌ، و لا تحامَلَ علیه مُجحِفٌ. فکیف یمکن أن یکون الحدیثُ مسبَّبًا عمّا قاله المعترضون، أو مَسوقًا للردّ علی أحدٍ کما یَزعَمون؟ علی أنّ مجرّدَ التّحامل علی علیٍّ لا یمکن أن یکون سببًا لثناء
- ـ سوره ق (50) ذیل آیه 37.
- ـ المراجعات، ص 276 الی 278.
- ـ جنگ 20، ص 78.
- ـ [المنجد: أرجَف: خاض فی الأخبار السّیئة و الفِتَن قصدَ أن یهیّج الناس. (محقّق)]
