
مطلع انوار ج8
کلام (مبدأ و معاد، مَساوی)
جلد هشتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در «مباحث کلامی» اعم از «مبدأ و معاد، مَساوِی» میباشد که گردآوریِ چنین مباحثی همراه با ذکر اسناد و مدارک، راه تتبّع در این موضوعات را برای اهل تحقیق، هموارتر نموده است. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول:مبدأ؛ یادداشتهایی متنوع در مورد توحید پروردگار؛ شامل آیات و روایاتی پیرامون لقاء الله و اسماء الهی و رویت پروردگار و معرفت او و عبودیت حقیقی و همچنین مطالبی متنوع از کتب مختلفِ علمای اسلام. • بخش دوم: معاد و علائم آخرالزمان؛ آیات و روایاتی متنوع در مورد معاد و جهان آخرت، مرگ و قبض روح، قیامت، عینیت جهنم با عمل انسان، همچنین علائم آخرالزمان؛ از قبیل دنیا پرستی مردم آخر الزمان. • بخش سوم؛ مَساوِی؛ مشتمل بر مطالبی متنوّع در نقد اهل سنت و جماعت، و همچنین مَطاعِن خلفای ثلاث و بنی عباس و بنی امیه، نقدِ علما و فقها و همچنین تحلیلِ فِرَق و مذاهبِ اهل سنت و یادداشتهایی پیرامون منع کتاب حدیث، و در نهایت بحثی مفصل پیرامون تقیه.
مطلع انوار ج8
198بنَفسی فی المواطنِ الّتی تَنکُصُ فیها الأبطالُ، و تتأخَّرُ فیها الأقدامُ؛ نَجدَةً أکرَمنِی اللهُ بها. و لقد قُبِضَ صلّی الله علیه و آله و سلّم و إنّ رأسَه لَعَلیٰ صَدری، و لقد سَالَت نَفسُه فی کَفّی، فأَمْرَرْتُها علیٰ وَجهی. و لقد وُلِّیتُ غُسلَه صلّی الله علیه و آله و سلّم و الملائکةُ أعوانی، فضَجّتِ الدّارُ و الأفنِیَةُ، مَلَأٌ یَهبِطُ و ملأٌ یَعرُجُ، و ما فارَقَتْ سمعی هَیْنَمَةٌ1 مِنهم یُصَلُّون علیه حتّی وارَیْناه فی ضَریحِه. فمَن ذا أحَقُّ به مِنّی حیًّا و میّتًا؟“
و مثله قوله «مِن کلامٍ له عندَ دفنِه سیدةَ النّساء علیهما السّلام»: ”السّلامُ علیک یا رسولَ الله عنّی و عن ابنتک النّازلةِ فی جِوارک، و السّریعةِ اللَّحَاق بک. قلّ یا رسولَ الله عن صفیَّتِک صَبری، و رَقَّ عنها تَجَلُّدی، إلّا أنّ لی فی التأسّی بعَظیمِ فُرقَتِک و فادِحِ مُصیبَتِک مَوضِعَ تَعَزٍّ؛ فلقد وَسَّدتُک فی مَلحُودةِ قَبرِک، و فَاضَت بین نَحْری و صَدری نفسُک، فإنا للّه و إنّا إلیه راجعون“ إلی آخر کلامه2.3
إنّ علیًّا کان أقرَبُ العهدِ برسول الله
[المراجعات]:
و صحّ عن أُمّ سَلِمَة أنّها قالت: والّذی أحلِفُ به، إن کان علیٌّ لأقرَبَ النّاس عهدًا برسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم، عُدْناه غداةً و هو یقول: ”جاء علیٌّ، جاء علیٌّ“ مِرارًا فقالت فاطمةُ: ”کأنّک بعثتَه فی حاجةٍ“. قالت: فجاء بعد، فظننتُ أنّ له إلیه حاجةً، فخَرَجنا مِن البیت، فقَعَدنا عند الباب. قالت أُمّ سلمة: و کنتُ مِن أدناهم إلی الباب، فأکبّ علیه رسولُ الله صلّی الله علیه و آله و سلّم، و جعل یُسارُّه و یُناجِیه، ثمّ
- ـ [الهَینَمَة: الصوت الخفیّ. (محقّق)]
- ـ المراجعات، ص 329.
- ـ جنگ 20، ص 101.
