
مطلع انوار ج8
کلام (مبدأ و معاد، مَساوی)
جلد هشتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در «مباحث کلامی» اعم از «مبدأ و معاد، مَساوِی» میباشد که گردآوریِ چنین مباحثی همراه با ذکر اسناد و مدارک، راه تتبّع در این موضوعات را برای اهل تحقیق، هموارتر نموده است. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول:مبدأ؛ یادداشتهایی متنوع در مورد توحید پروردگار؛ شامل آیات و روایاتی پیرامون لقاء الله و اسماء الهی و رویت پروردگار و معرفت او و عبودیت حقیقی و همچنین مطالبی متنوع از کتب مختلفِ علمای اسلام. • بخش دوم: معاد و علائم آخرالزمان؛ آیات و روایاتی متنوع در مورد معاد و جهان آخرت، مرگ و قبض روح، قیامت، عینیت جهنم با عمل انسان، همچنین علائم آخرالزمان؛ از قبیل دنیا پرستی مردم آخر الزمان. • بخش سوم؛ مَساوِی؛ مشتمل بر مطالبی متنوّع در نقد اهل سنت و جماعت، و همچنین مَطاعِن خلفای ثلاث و بنی عباس و بنی امیه، نقدِ علما و فقها و همچنین تحلیلِ فِرَق و مذاهبِ اهل سنت و یادداشتهایی پیرامون منع کتاب حدیث، و در نهایت بحثی مفصل پیرامون تقیه.
مطلع انوار ج8
201فَلْتَةً و تمّت. ألا و إنّها قد کانت کذلک، و لکنّ اللهَ وقی شرَّها1.2
أمیرالمؤمنین علیه السّلام بعد از تسلّط خلافت غاصب، قدرت بر مخالفت نداشت
[المراجعات] صفحه 270:
و أصبح المسلمون بعده کالغنم المُطیَّرة فی اللّیلة الشّاتیّة، بین ذِئابٍ عادیةٍ و وحوشٍ ضاریةٍ3.4
تنها سبب تبعیّت حضرت از آنها حفظ بیضۀ اسلام بود در وقت خطر حتمی
[المراجعات] صفحه 270:
... فوقف علیٌّ بین هذین الخَطَرین، فکان من الطّبیعی له أن یُقدِّم حقَّه قربانًا لحیاة المسلمین،5 لکنّه أراد الاحتفاظَ بحقِّه فی الخلافة و الاحتجاجَ علی مَن عَدَلَ عنه
- ـ المراجعات، ص 337.
- ـ جنگ 20، ص 107.
- ـ المراجعات، ص 386.
- ـ جنگ 20، ص 124.
- ـ و قد صرّح علیه السّلام بذلک فی کتابٍ له بعثه إلی أهل مصر مع [مالک] الأشتر لمّا ولّاه إمارتها إذ قال: ”أمّا بعد، فإنّ الله سبحانه بعث محمّدًا صلّی الله علیه و آله و سلّم نذیرًا للعالمین و مهیمنًا علی المرسلین، فلمّا مضی علیه السّلام تنازع المسلمون الأمر من بعده، فوالله ماکان یلقی فی روعی و لا یخطر ببالی أنّ العرب تزعج هذه الأمر من بعده صلّی الله علیه و آله و سلّم عن أهل بیته، و لا أنّهم منحُّوه عنی من بعده، فما راعنی إلّا انثیال النّاس علی فلانٍ یبایعونه، فأمسکت یدی حتّی رأیت راجعة النّاس قد رجعت عن الإسلام یدعون إلی محق دین محمّدٍ صلّی الله علیه و آله و سلّم، فخشیت إن لَم أنصر الإسلام و أهله أن أری فیه ثلمًا أو هدمًا تکون المصیبة به علیَّ أعظم من فوت ولایتکم التّی إنّما هی متاع أیّامٍ قلآئل، یزول منها ماکان کما یزول السّراب أو کما یتقشّع السّحاب. فنهضت فی تلک الأحداث حتّی زاح الباطل و زهق، و اطمأنّ الدّین و تنهنه“، إلی آخر کلامه، فراجعه فی نهج البلاغة.
