
مطلع انوار ج8
کلام (مبدأ و معاد، مَساوی)
جلد هشتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در «مباحث کلامی» اعم از «مبدأ و معاد، مَساوِی» میباشد که گردآوریِ چنین مباحثی همراه با ذکر اسناد و مدارک، راه تتبّع در این موضوعات را برای اهل تحقیق، هموارتر نموده است. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول:مبدأ؛ یادداشتهایی متنوع در مورد توحید پروردگار؛ شامل آیات و روایاتی پیرامون لقاء الله و اسماء الهی و رویت پروردگار و معرفت او و عبودیت حقیقی و همچنین مطالبی متنوع از کتب مختلفِ علمای اسلام. • بخش دوم: معاد و علائم آخرالزمان؛ آیات و روایاتی متنوع در مورد معاد و جهان آخرت، مرگ و قبض روح، قیامت، عینیت جهنم با عمل انسان، همچنین علائم آخرالزمان؛ از قبیل دنیا پرستی مردم آخر الزمان. • بخش سوم؛ مَساوِی؛ مشتمل بر مطالبی متنوّع در نقد اهل سنت و جماعت، و همچنین مَطاعِن خلفای ثلاث و بنی عباس و بنی امیه، نقدِ علما و فقها و همچنین تحلیلِ فِرَق و مذاهبِ اهل سنت و یادداشتهایی پیرامون منع کتاب حدیث، و در نهایت بحثی مفصل پیرامون تقیه.
مطلع انوار ج8
49
[أنّ اللهَ أجلُّ و أعلَی و أَعظمُ من أن یُبْلَغَ کُنْهُ صِفتِهِ]
[مستدرک الوسائل، طبع سنگی، جلد 2] صفحه 373:
«أبوعمرو الکشّی فی رجاله عن علیّ بن محمّد، عن محمّد بن موسی الهَمدانیِّ، عن الحسن بن موسی الخَشّاب، عن غیره، عن جعفر بن محمّد بن حکیم الخَثْعَمِیِّ، قال:
اجتَمَعَ ابنُ سالم و هِشامُ بن الحَکَم و جَمیلُ بن دَرّاج و عبدُالرّحمن بن الحَجّاج و محمّدُ بن حُمْرانَ و سَعیدُ بن غَزوانَ و نحوٌ مِنْ خمسةَ عشرَ من أصحابِنا، فسألوا هِشامَ بن الحَکَمِ أن یُناظِرَ هِشامَ بن سالمٍ فیما اختلفوا فیه من التّوحیدِ و صِفةِ الله عزّوجلّ و عن غیر ذلک، لِیَنظُروا أیُّهُم أقوَی حُجّةً. فَرَضِیَ هشامُ بنُ سالمٍ أن یتکلّمَ عند محمّدِ بنِ أبیعُمَیرِ، و رَضِیَ هشامُ بنُ الحکمِ أن یتکلّمَ عند محمّدِ بن ِهشامٍ، فتَکلَّما، و ساقا ما جَرَی بینهما، و قال: قال عبدُالرّحمنِ بنِ الحجّاجِ لِهشامِ بنِ الحَکَمِ: کَفَرتَ واللهِ باللهِ العظیمِ، و ألحَدتَ فیه، وَیْحَک ما قَدَرتَ أن تُشْبِهَ بکلام ربّک إلّا العُودَ1 یُضرَبُ به!
قال جعفرُ بنُ محمّدِ بنِ حکیمٍ: فکَتبَ إلی أبیالحسنِ موسی علیه السّلامُ
- ـ [اقرب الموارد در معنای العود گوید: «آلةٌ مِن المعازف یُضرَبُ بها.» و در اینجا گویا مقصود ابن الحجاج این است که: تو بیش از اینکه کلام خدا را به تار (چنگ) تشبیه کنی قدرت نداری. (محقّق)]
