
مطلع انوار ج8
کلام (مبدأ و معاد، مَساوی)
جلد هشتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در «مباحث کلامی» اعم از «مبدأ و معاد، مَساوِی» میباشد که گردآوریِ چنین مباحثی همراه با ذکر اسناد و مدارک، راه تتبّع در این موضوعات را برای اهل تحقیق، هموارتر نموده است. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول:مبدأ؛ یادداشتهایی متنوع در مورد توحید پروردگار؛ شامل آیات و روایاتی پیرامون لقاء الله و اسماء الهی و رویت پروردگار و معرفت او و عبودیت حقیقی و همچنین مطالبی متنوع از کتب مختلفِ علمای اسلام. • بخش دوم: معاد و علائم آخرالزمان؛ آیات و روایاتی متنوع در مورد معاد و جهان آخرت، مرگ و قبض روح، قیامت، عینیت جهنم با عمل انسان، همچنین علائم آخرالزمان؛ از قبیل دنیا پرستی مردم آخر الزمان. • بخش سوم؛ مَساوِی؛ مشتمل بر مطالبی متنوّع در نقد اهل سنت و جماعت، و همچنین مَطاعِن خلفای ثلاث و بنی عباس و بنی امیه، نقدِ علما و فقها و همچنین تحلیلِ فِرَق و مذاهبِ اهل سنت و یادداشتهایی پیرامون منع کتاب حدیث، و در نهایت بحثی مفصل پیرامون تقیه.
مطلع انوار ج8
50مُخاطَبَتَهم و کلامَهم، و یَسأَله علیه السّلام أن یُعَلِّمَهُم: ما القولُ الذّی یَنبَغی أَن یَدیِن1 اللهَ به من صِفة الجَبّار؟ فأجابَه فی عَرضِ کتابه:
”فَهِمتُ، رَحِمَک اللهُ، و اعلمْ، رَحِمَک اللهُ، أنّ اللهَ أجلُّ و أعلَی و أَعظمُ من أن یُبْلَغَ کُنْهُ صِفتِهِ، فصِفُوه بما وَصَفَ به نفسَهُ، و کُفّوا عمَّا سِوَی ذلکَ.“»2.3
[خطبههائی راجع به توحید]
حضرت آقای طباطبائی ـ مدّ ظله ـ در تفسیر المیزان، جلد 6، صفحه 96 الی 108 چند خطبه از نهج البلاغه راجع به توحید آوردهاند که بسیار شایان دقّت است:
1. «”الحمدُ للَّه الَّذی لا یَبلُغُ مِدحَتَه القائِلون و لا یُحصِی نَعماءَه العادُّون و لا یُؤَدِّی حَقَّه المُجتَهِدون، الَّذی لا یُدرِکُه بُعدُ الهِمَمِ و لا یَنالُه غَوصُ الفِطَنِ، الَّذی لیس لصِفَته حَدٌّ مَحدودٌ و لا نَعتٌ مَوجودٌ و لا وَقتٌ مَعدودٌ و لا أجَلٌ مَمدودٌ. فَطَرَ الخَلائقَ بقُدرَته و نَشَرَ الرِّیاحَ برَحمَته و وَتَّدَ بالصُّخُور مَیَدانَ أرضِه. أوَّلُ الدِّینِ مَعرفَتُه، و کَمالُ مَعرفَتِه التَّصدیقُ به، و کمالُ التَّصدیقِ به تَوحیدُه، و کمالُ تَوحیدِه الإخلاصُ له، و کمالُ الإخلاصِ له نَفیُ الصِّفاتِ عنه، لشَهادةِ کُلِّ صِفَةٍ أنَّها غیرُ المَوصوفِ و شَهادةِ کُلِّ مَوصوفٍ أنَّهُ غیرُ الصِّفةِ. فمَن وَصَفَ اللهَ سُبحانَه فَقَد قَرَنَه، و مَن قَرَنَه فَقَد ثَنّاه، و مَن ثَنّاه فَقَد جَزَّأه، و مَن جَزَّأه فَقَد جَهِلَه، و مَنجَهِلَه فَقَد أشارَ إلیه، و مَن أشارَ إلیه فَقَد حَدَّه، و مَن حَدَّه فَقَد عَدَّه.“»4 (خطبه اوّل)
- ـ [رجال الکشی (انتشارات دانشگاه مشهد، تحقیق و مقدمه و فهرست حسن مصطفوی) «تدین» آمده است. (محقّق)]
- ـ مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 12، ص 251.
- ـ جنگ 24، ص 203.
- ـ نهج البلاغة (عبده) ج 1، ص 14.
