
مطلع انوار ج9
كلام (اهل بیت علیهم السّلام)
جلد نهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «اهلبیت علیهمالسلام» میباشد که گردآوریِ چنین مباحثی همراه با ذکر اسناد و مدارک، راه تتبّع در این موضوعات را برای اهل تحقیق، هموارتر نموده است. اهم مباحث این مجلّد: در این مجلد ابتدا مقدماتی در فضیلت و محبت اهل بیت علیهم السلام و فضیلت روضهخوانی، و تاریخ اعیاد و وَفَیات، و مدّت امامت و خلافت آن ذواتِ مقدّسه بیان شده است و در ادامه به برگزیدۀ احوالات تمامی چهارده معصوم علیهم السلام؛ از حضرت رسولالله ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ تا حضرت حجّة بنِ الحَسن العَسکری ـ اروحنا فداه ـ و ذکر فضایل و چه بسا آداب زیارت آنها به صورت مجزّا و مستقل پرداخته شده است.
مطلع انوار ج9
38...1
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] سؤال فرمود: براى چه آمدهاید؟
گفتند: آمدهایم بپرسیم: شما را چگونه با نورانیّت میتوان شناخت؟
فرمود: مرحبا به شما دو دوست متعهّد که در راه دین کوتاهى ندارید. به جان خود سوگند یاد مىکنم که این مطلب بر هر مرد و زن مؤمنى واجب است! آنگاه فرمود: ای سلمان و ای اباذر!
گفتند: لبّیک ای أمیرالمؤمنین!
فرمود: ایمان شخص کامل نمیشود مگر مرا به کنه معرفت با نورانیّت بشناسد. وقتى به این صورت شناخت آنگاه دلش را خدا به ایمان آزمایش نموده و شرح صدر براى اسلام به او عنایت کرده و در این صورت است که عارف و بینا و مستبصر مىشود، و هر که کوتاهى از این عرفان بنماید در حال شک و ارتیاب است. ای سلمان و ای اباذر!
گفتند: لبّیک ای أمیرالمؤمنین!
فرمود: شناخت من با نورانیّت شناخت خدا است، و شناخت خدا معرفت من است با نورانیّت، این است همان دین خالص که خداوند میفرماید: ﴿وَمَآ أُمِرُوٓاْ إِلَّا لِيَعۡبُدُواْ ٱللَهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ حُنَفَآءَ وَيُقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُواْ ٱلزَّكَوٰةَ وَذَٰلِكَ دِينُ ٱلۡقَيِّمَةِ﴾.
(دستور داده نشده به آنها مگر اینکه ایمان به نبوّت حضرت محمّد آورند که همان دین حنیف محمّدى ساده و آسان است.) این قسمت آیه: ﴿وَيُقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ﴾ ، یعنی هر کس اقامه ولایت مرا کرده باشد نماز را بهپاى داشته است، بهپا داشتن ولایت من دشوار و سنگین است که تاب آن را ندارد مگر فرشتۀ مقرّب یا پیامبر مرسل یا بندۀ مؤمنى که خدا دلش را به ایمان آزمایش کرده باشد. فرشته اگر مقرّب نباشد تاب تحمّل آن را ندارد، و پیامبر نیز اگر مرسل نباشد تحمّل ندارد، و مؤمن هم اگر مورد آزمایش و اعتماد نباشد تاب آن را ندارد.
گفتم: یا أمیرالمؤمنین! مؤمن کیست و حدّ و نهایت ایمان چیست تا بتوان او را شناخت؟
فرمود: یا أباعبدالله! عرض کردم: لبّیک، اى برادر پیامبر!
فرمود: مؤمن امتحان شده، کسى است که هر چه از جانب ما به او برسد دلش براى پذیرش وسعت دارد و شک و تردید در آن ندارد.
بدان ای اباذر! که من بندۀ خدا و خلیفۀ او بر بندگانم. ما را خدا قرار ندهید، ولى در فضل ما هر چه میخواهید بگویید! باز هم به کنه و نهایت فضل ما نخواهید رسید؛ زیرا خداوند تبارک و تعالى به ما بیشتر و بزرگتر از آنچه ما میگوییم و یا برخی میگویند، یا به قلب یکى از شما خطور نماید، عنایت فرموده. وقتى ما را این طور شناختید آن وقت مؤمن هستید. [ادامه در صفحه بعد]
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] سؤال فرمود: براى چه آمدهاید؟
