
مطلع انوار ج11
رجالی، پزشکی، اشارات و نکتهها
جلد یازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «رجال، تراجم، کتابشناسی و برخی مطالب متنوع » میباشد. تتبعات و تحقیقات مندرجه در این مجلد میتواند در نوع خود برای آشنایان به این موضوعات بسیار مفید و مثمر باشد. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول: رجال و تراجم شخصیتها؛ که شاملِ مقدماتی رجالی، بیان برخی اصطلاحات و معرّفی برخی آثار اصلی رجالی، ذکر اسامی اعلام و کنیهها و القاب، و بیان مطالبِ متنوّع رجالی میگردد. • بخش دوم: فهارس و کتابشناسی: که به ذکر مطالب متنوّعی در معرّفی آثارِ مهم، همچون حدیقة الشیعه، مصباحالشریعه، تذکرۀ علامه حلی و نثر طوبای مرحوم شعرانی و امثالها پرداخته شده است. • بخش سوم: مطالب پزشکی؛ که مشتمل بر نقل قولهایی در امور طبابت؛ اعم از مسائل پیشگیری و درمان، خواص و فواید برخی خوراکیها، و ذکر روایاتی در این موضوع، میباشد. • در بخش چهارم و پنجم به ذکر طرائف و لطائف، و ذکر اشارات و نکتههایی در موضوعات سیاسی و تاریخی و اجتماعی و بیان لغزشهای برخی آثار علماء، و دیگر مطالب متنوع پرداختهاند.
مطلع انوار ج11
118فدعا الحجّاج بالذّهب و الفضّة و الکسوة و الجوهر، فوضع بین یدیه، قال سعیدٌ: هذا حسن إن قمتَ بشرطه. قال الحجّاج: و ما شرطه؟ قال: أن تشتری له بما تجمع الأمن من الفزع الأکبر یوم القیامة، و إلّا فإنّ کلّ مرضعة تذهل عمّا أرضعت، و یضع کلّ ذی حمل حمله، و لا ینفعه إلّا ما طاب منه. قال الحجّاج: فتریٰ جمعنا طَیِّبًا؟ قال: برأیک جمعتَه، و أنت أعلم بطیبه. قال الحجّاج: أ تحبّ أنّ لک شیئًا منه؟ قال: لا أحبّ ما لا یحبّ الله. قال الحجّاج: وَیلک! قال سعیدٌ: الوَیل لمن زُحزِح عن الجنّة، فأُدخل النّار! قال الحجّاج: اذهبوا به فاقتلوه! قال: إنّی أشهدک ـ یا حجّاج ـ أن لا إله إلّا الله وحده لا شریک له، و أنّ محمّدًا عبده و رسوله؛ أستَحفِظُکَهُنَّ یا حجّاج، حتّی ألْقَاک.
قتل سعید بن جبیر بعد از نماز و قرائت آیاتی از قرآن مجید
فلمّا أدبر، ضَحِک؛ قال الحجّاج: ما یُضحِکک یا سعیدُ؟! قال: عجبتُ من جُرأتک علی الله، و حلم الله علیک! قال الحجّاج: إنّما أقتل من شَقّ عصا الجماعة، و مالَ إلی الفرقة الّتی نهیٰ الله عنها. اِضربوا عنقه! قال سعیدٌ: حتّی أُصلّی رکعتین.
فاستقبل القبلة و هو یقول: ﴿وَجَّهۡتُ وَجۡهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ حَنِيفٗا وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾.1 قال الحجّاج: اصرفوه عن القبلة إلی قبلة النّصاری الّذین تفرّقوا و اختلفوا بغیًا بینهم؛ فإنّه من حِزبهم! فصرف عن القبلة، فقال سعید: ﴿فَثَمَّ وَجۡهُ ٱللَهِ﴾ الکافی بالسَّرائر. قال الحجّاج: لم نوکّل بالسَّرائر؛ و إنّما وکّلنا بالظّواهر. قال سعید: اللَهمّ لا تترک له ظلمی، و اطلبه بدمی، و اجعلنی آخر قتیلٍ یُقتَل من أُمّة محمّدٍ!
فضربت عنقه؛ ثمّ قال الحجّاج: هاتوا مَن بقی من الخوارج!
- . سوره انعام (6) آیه 79.
