
مطلع انوار ج11
رجالی، پزشکی، اشارات و نکتهها
جلد یازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «رجال، تراجم، کتابشناسی و برخی مطالب متنوع » میباشد. تتبعات و تحقیقات مندرجه در این مجلد میتواند در نوع خود برای آشنایان به این موضوعات بسیار مفید و مثمر باشد. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول: رجال و تراجم شخصیتها؛ که شاملِ مقدماتی رجالی، بیان برخی اصطلاحات و معرّفی برخی آثار اصلی رجالی، ذکر اسامی اعلام و کنیهها و القاب، و بیان مطالبِ متنوّع رجالی میگردد. • بخش دوم: فهارس و کتابشناسی: که به ذکر مطالب متنوّعی در معرّفی آثارِ مهم، همچون حدیقة الشیعه، مصباحالشریعه، تذکرۀ علامه حلی و نثر طوبای مرحوم شعرانی و امثالها پرداخته شده است. • بخش سوم: مطالب پزشکی؛ که مشتمل بر نقل قولهایی در امور طبابت؛ اعم از مسائل پیشگیری و درمان، خواص و فواید برخی خوراکیها، و ذکر روایاتی در این موضوع، میباشد. • در بخش چهارم و پنجم به ذکر طرائف و لطائف، و ذکر اشارات و نکتههایی در موضوعات سیاسی و تاریخی و اجتماعی و بیان لغزشهای برخی آثار علماء، و دیگر مطالب متنوع پرداختهاند.
مطلع انوار ج11
120فبکیٰ، ثمّ أنشدته فبکیٰ!“ قال: ”فوالله ما زِلتُ أُنشدُه و یبکی، حتّی سمعت البکاء من الدّار!“ ـ الحدیث.
و رویٰ ثقة الإسلام، أبوجعفر محمّد بن یعقوب الکلینی فی الکافی، بإسناده عن العبدی، سُفیان بن مُصعب الشّاعر، قال:
دخلت علی أبیعبدالله علیه السّلام، فقال: ”قولوا لأمّفروةَ تجئْ، فتسمعْ ما صُنِع بجدّها!“
قال: فجاءت، فقعَدت خلف السّتر؛ ثمّ قال علیه السّلام: ”فأنشِدْنا!“
قال: فقلتُ: ”فروةُ جودی بدمعک المسکوب“
قال: فصاحت و صِحْن النساء، فقال أبوعبدالله علیه السّلام: ”الباب!“ فاجتمع أهل المدینة علی الباب.
قال: فبَعث إلیهم أبوعبدالله: ”صبیٌّ لنا غُشِیَ علیه!“ فصِحْن النّساء. ـ الحدیث.»1
سلمان فارسی
آمدن امیرالمؤمنین با طیّ الأرض به مدائن
[الغدیر، مجلّد 5، صفحة 14]:
«رُوِی أنّ الخلیفة المستنصر العبّاسی خرَج یومًا إلی زیارة قبر سلمان الفارسی سلام الله علیه، و معه السیّد المذکور ابنالأقساسی؛ فقال له الخلیفة فی الطّریق: ”إنّ من الأکاذیب ما یرویه غلاة الشّیعة من مجیءِ علیّ بن أبیطالب علیه السّلام من المدینة إلی المدائن لمّا تُوفِّی سلمانُ، و تغسیلِه إیّاه، و مراجعتِه فی لیلته إلی المدینة!“
- . جنگ 24، ص 304.
