
مطلع انوار ج11
رجالی، پزشکی، اشارات و نکتهها
جلد یازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «رجال، تراجم، کتابشناسی و برخی مطالب متنوع » میباشد. تتبعات و تحقیقات مندرجه در این مجلد میتواند در نوع خود برای آشنایان به این موضوعات بسیار مفید و مثمر باشد. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول: رجال و تراجم شخصیتها؛ که شاملِ مقدماتی رجالی، بیان برخی اصطلاحات و معرّفی برخی آثار اصلی رجالی، ذکر اسامی اعلام و کنیهها و القاب، و بیان مطالبِ متنوّع رجالی میگردد. • بخش دوم: فهارس و کتابشناسی: که به ذکر مطالب متنوّعی در معرّفی آثارِ مهم، همچون حدیقة الشیعه، مصباحالشریعه، تذکرۀ علامه حلی و نثر طوبای مرحوم شعرانی و امثالها پرداخته شده است. • بخش سوم: مطالب پزشکی؛ که مشتمل بر نقل قولهایی در امور طبابت؛ اعم از مسائل پیشگیری و درمان، خواص و فواید برخی خوراکیها، و ذکر روایاتی در این موضوع، میباشد. • در بخش چهارم و پنجم به ذکر طرائف و لطائف، و ذکر اشارات و نکتههایی در موضوعات سیاسی و تاریخی و اجتماعی و بیان لغزشهای برخی آثار علماء، و دیگر مطالب متنوع پرداختهاند.
مطلع انوار ج11
135عبدالله المحض بن الحسن المثنی
[الغدیر، مجلّد 3، صفحة 270]:
«و امّا عبدالله المحض... ، فالأحادیث فی مدحه و ذمّه و إن تضاربت، غیر أنّ غایة نظر الشّیعة فیها ما اختاره سیّد الطائفة، السیّد بن طاوس، فی إقباله، صفحة 51، من صلاحه و حُسن عقیدته و قبوله الإمامةَ الصّادق علیه السّلام، و ذکَر من أصلٍ صحیحٍ کتابًا للإمام الصّادق وصَف فیه عبداللهَ بالعبد الصالح، و دعا له و لبَنی عمِّه بالأجر و السّعادة، ثمّ قال: ”و هذا یدُلّ علی أنّ الجماعة المحمولین (یعنی عبدالله و أصحابه الحَسَنیّین) کانوا عند مولانا الصّادق معذورین و ممدوحین و مظلومین و بحقّه عارفین، و قد یوجد فی الکتب: أنّهم کانوا للصّادقین علیهم السّلام مفارقین؛ و ذلک محتملٌ للتقیّة لئلّا یُنسب إظهارُهم لإنکار المنکر إلی الأئمّة الطّاهرین. و ممّا یدلّک علی أنّهم کانوا عارفین بالحقّ و به شاهدین ما رویناه.“
و قال بعد ذکر السّند و إنهائه إلی الصّادق: ”ثمّ بکیٰ علیه السّلام حتّی علا صوته و بکینا، ثمّ قال:
حدّثنی أبی عن فاطمة بنت الحسین عن أبیه أنّه قال: یُقتل منک ـ أو یُصاب ـ نفرٌ بشطّ الفرات، ما سبَقهم الأوّلون و لا یعدِلهم الآخرون!“
و سپس ابنطاووس گفته است: ”أقول: و هذه شهادةٌ صریحةٌ من طرقٍ صحیحةٍ بمدح المأخوذین من بنیالحسن علیه و علیهم السّلام، و أنّهم مضوا إلی الله جلّ جلاله بشرف المقام و الظّفر بالسّعادة و الإکرام.“
بزرگواری عبدالله مَحض و دو پسرش: محمّد صاحب نفس زکیّه و ابراهیم قتیل باخَمْری
و أمّا محمّد بن عبدالله بن الحسن، الملقّب بالنّفس الزکیّة، فعَدّه الشّیخ أبوجعفر الطّوسی فی رجاله من أصحاب الصّادق علیه السّلام؛ و قال ابنالمُهَنّا فی عمدة الطّالب، صفحة 91: ”قتل بأحجار الزّیت، و کان [ذلک] مصداق تلقیبه النفسَ
