
مطلع انوار ج11
رجالی، پزشکی، اشارات و نکتهها
جلد یازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «رجال، تراجم، کتابشناسی و برخی مطالب متنوع » میباشد. تتبعات و تحقیقات مندرجه در این مجلد میتواند در نوع خود برای آشنایان به این موضوعات بسیار مفید و مثمر باشد. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول: رجال و تراجم شخصیتها؛ که شاملِ مقدماتی رجالی، بیان برخی اصطلاحات و معرّفی برخی آثار اصلی رجالی، ذکر اسامی اعلام و کنیهها و القاب، و بیان مطالبِ متنوّع رجالی میگردد. • بخش دوم: فهارس و کتابشناسی: که به ذکر مطالب متنوّعی در معرّفی آثارِ مهم، همچون حدیقة الشیعه، مصباحالشریعه، تذکرۀ علامه حلی و نثر طوبای مرحوم شعرانی و امثالها پرداخته شده است. • بخش سوم: مطالب پزشکی؛ که مشتمل بر نقل قولهایی در امور طبابت؛ اعم از مسائل پیشگیری و درمان، خواص و فواید برخی خوراکیها، و ذکر روایاتی در این موضوع، میباشد. • در بخش چهارم و پنجم به ذکر طرائف و لطائف، و ذکر اشارات و نکتههایی در موضوعات سیاسی و تاریخی و اجتماعی و بیان لغزشهای برخی آثار علماء، و دیگر مطالب متنوع پرداختهاند.
مطلع انوار ج11
162و منها: «ما رواه علی بن محمّد، قال: حدّثنی محمّد بن أحمد، عن أبیعبدالله الرّازی، عن أحمد بن أبینصر، عن محمّد بن الفضیل، عن أبیالحسن الرّضا علیه السّلام، قال: قلت: جعلت فداک! إنّی خلّفت ابن أبیحمزة و ابنمهران و ابن أبیسعید أشدَّ أهل الدّنیا عداوةً لِلّه. قال: فقال: ”ما ضرّک من ضلّ إذا اهتدیتَ؛ إنّهم کذّبوا رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم، و کذّبوا أمیرالمؤمنین علیه السّلام، و کذّبوا فلانًا و فلانًا و کذّبوا جعفرًا و موسی و لی بآبائی علیهم السّلام أُسوة.“
قلت: جعلت فداک! إنّا نروی أنّک قلت لابن مهران: أذهب الله نور قلبک و أدخل الفقر بیتک! فقال: ”کیف حاله و حال بِرّه؟“ قلت: یا سیدی! أشدُّ حال، هم مکروبون ببغداد و لم یقدر الحسینُ أن یخرج إلی العمرة.
فسکت و سمعته یقول فی ابنأبیحمزة: ”أما استبان لکم کذبه؟ أ لیس هو الّذی یروی أنّ رأس المهدیّ یُهدیٰ إلی عیسی بن موسی و هو صاحب السُّفیانیّ، و قال: إنّ أباالحسن یعود إلی ثمانیة أشهر؟»1
و منها: «ما رواه بسندٍ عن إسماعیل بن سهل فی حدیث أسبقنا نقله فی ترجمة الحسن بن أبیسعید المکاریّ، تضمّن مکالمة علیّ بن أبیحمزة هذا مع الرّضا علیه السّلام، و إنکاره إمامته و وقفه علی أبیه الکاظم علیه السّلام و إنکاره موته.»2
تا اینجا بعضی از روایات وارده در رجال کشّی را نقل کردیم، و سپس مرحوم مامقانی بعضی از روایات وارده از شیخ در کتاب غیبت را نقل میکند که شدّت عناد او را نسبت به حضرت ثامن الحجج میرساند، با آنکه قبلاً معترف به وصایت آن حضرت بوده است.
- . همان، ص 405.
- . همان، ص 463.
