
مطلع انوار ج11
رجالی، پزشکی، اشارات و نکتهها
جلد یازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «رجال، تراجم، کتابشناسی و برخی مطالب متنوع » میباشد. تتبعات و تحقیقات مندرجه در این مجلد میتواند در نوع خود برای آشنایان به این موضوعات بسیار مفید و مثمر باشد. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول: رجال و تراجم شخصیتها؛ که شاملِ مقدماتی رجالی، بیان برخی اصطلاحات و معرّفی برخی آثار اصلی رجالی، ذکر اسامی اعلام و کنیهها و القاب، و بیان مطالبِ متنوّع رجالی میگردد. • بخش دوم: فهارس و کتابشناسی: که به ذکر مطالب متنوّعی در معرّفی آثارِ مهم، همچون حدیقة الشیعه، مصباحالشریعه، تذکرۀ علامه حلی و نثر طوبای مرحوم شعرانی و امثالها پرداخته شده است. • بخش سوم: مطالب پزشکی؛ که مشتمل بر نقل قولهایی در امور طبابت؛ اعم از مسائل پیشگیری و درمان، خواص و فواید برخی خوراکیها، و ذکر روایاتی در این موضوع، میباشد. • در بخش چهارم و پنجم به ذکر طرائف و لطائف، و ذکر اشارات و نکتههایی در موضوعات سیاسی و تاریخی و اجتماعی و بیان لغزشهای برخی آثار علماء، و دیگر مطالب متنوع پرداختهاند.
مطلع انوار ج11
81آله و سلّم مشهدًا قطّ.“
قالت صفیّة، بنت عبدالمطّلب، عمّة رسول الله: ”کان معنا حسّان فی حصن فارغ یوم الخندق مع النساء و الصّبیان؛ فمرّ بنا فی الحصن رجلٌ یهودیٌّ، فجعل یطوف بالحصن. و قد حاربت بنوقریظة و قطعت ما بینها و بین رسول الله؛ و لیس بیننا و بینهم أحدٌ یدفع عنّا؛ و رسول الله و المسلمون فی نحور عدوّهم، لا یستطیعون أن ینصرفوا إلینا إن أتانا آتٍ.“
قالت: فقلت: یا حسّان! أنا والله لا آمن أن یدلّ علینا هذا الیهودیُّ أصحابه! و رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم قد شغل عنّا؛ فانزِل إلیه و اقْتُله!
قال: یغفر الله لکِ، یا ابنةَ عبد المطّلب! ما أنا بصاحب شجاعة.
قالت: فلمّا قال لی ذلک و لم أر عنده شیئًا، اعتجرتُ ثمّ أخذت عمودًا و نزلت إلیه، فضربته بالعمود حتّی قتلتُه؛ ثمّ رجعت إلی الحصن و قلت: یاحسّان! اِنزِل إلیه و اسلُبه! فإنّه لم یمنعنی مِن سَلبه إلّا أنّه رجلٌ!
فقال: ما لی بسلبه من حاجة، یا ابنة عبدالمطّلب!
و کان حسّان اقتدی فی فعله بهذا الشّاعر فی قوله:
باتتْ تُشجّعنی هندٌ و ما عَلِمَتْ *** أنّ الشَّجاعة مقرونٌ بها العَطبُ لا والّذی مَنعَ الأبصارَ رؤیتَه *** ما یشتهی الموت عندی من له إربُ للحرب قومٌ أضلَّ الله سعیَهم *** إذا دَعتْهم إلی نیرانها وثَبوا و لستُ منهم و لا أبغی فِعالَهم *** لا القتلُ یُعجبنی منهم و لا السّلبُ»1و2 - . این قضیه را واقدی در مغازی، ج 1، ص 288 ذکر نموده است؛ و نیز ابن أبیالحدید در شرح نهج البلاغه، ج 15، ص 15 و 16 آورده است.
- . جنگ 15، ص 125.
