
مطلع انوار ج11
رجالی، پزشکی، اشارات و نکتهها
جلد یازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «رجال، تراجم، کتابشناسی و برخی مطالب متنوع » میباشد. تتبعات و تحقیقات مندرجه در این مجلد میتواند در نوع خود برای آشنایان به این موضوعات بسیار مفید و مثمر باشد. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول: رجال و تراجم شخصیتها؛ که شاملِ مقدماتی رجالی، بیان برخی اصطلاحات و معرّفی برخی آثار اصلی رجالی، ذکر اسامی اعلام و کنیهها و القاب، و بیان مطالبِ متنوّع رجالی میگردد. • بخش دوم: فهارس و کتابشناسی: که به ذکر مطالب متنوّعی در معرّفی آثارِ مهم، همچون حدیقة الشیعه، مصباحالشریعه، تذکرۀ علامه حلی و نثر طوبای مرحوم شعرانی و امثالها پرداخته شده است. • بخش سوم: مطالب پزشکی؛ که مشتمل بر نقل قولهایی در امور طبابت؛ اعم از مسائل پیشگیری و درمان، خواص و فواید برخی خوراکیها، و ذکر روایاتی در این موضوع، میباشد. • در بخش چهارم و پنجم به ذکر طرائف و لطائف، و ذکر اشارات و نکتههایی در موضوعات سیاسی و تاریخی و اجتماعی و بیان لغزشهای برخی آثار علماء، و دیگر مطالب متنوع پرداختهاند.
مطلع انوار ج11
92قواعد العقائد. و لمّا توجّه النّصیر إلی بغداد سنة 672، لازمه؛ فلمّا مات النّصیر فی هذه السّنة صعد إلی الموصل و استوطنها و درس بالمدرسة النّوریّة، و فوّض إلیه النّظر فی أوقافها، و شرّح مقدّمة ابنالحاجب بثلاث شروح، أشهرها المتوسّط، و تکلّم فی أُصول الفقه و أخذ علی السّیف الآمدی، ثمّ فوّض إلیه تدریس الشافعیّة بالسلطانیّة.“ قلت: و السّلطان یومئذٍ الشّاه خدابنده محمّد سعدالدّین المتشیّع هو و أهل بیته و أرباب سلطنته، و جمهور أهل إیران علی ید العلّامة جمالالدّین بن المطهّر الحلّی. و مات فی رابع عشر صفر، سنة خمس عشرة و سبعمائة.»1
حسن بن هانی، أبونُواس - تشیّع و شعر راقی او
[تأسیس الشّیعة لعلوم الإسلام] صفحة 199:
«و أسند الشّیخ الصّدوق محمّد بن علیّ بن بابویه فی أمالیه عن أبیالعبّاس المبرّد، قال: ”خرج أبونواس ذات یوم من داره، فبصر براکبٍ قد حاذاه، فسأل عنه و لم یر وجهه، فقیل: إنّه علیّ بن موسَی الرّضا. فأنشأ یقول:
إذا بَصـرتْک العینُ من بُعد غایةٍ *** و عارض فیک الشکّ أثبتک القلبُ و لو أنّ قومًا أمّموک لقادهم *** نسیمُک حتّی یُستدلّ بک الرَّکبُ“ و أسند أیضًا فی العیون عن محمّد بن یحیَی الفارسی، قال:
نظر أبونواس إلی أبیالحسن الرّضا ذات یومٍ، و قد خرج من عند المأمون علی بَغلةٍ له؛ فدنی منه أبونواس فی الدّهلیز، فسلّم علیه و قال: ”یابن رسول الله! قد قلت فیک أبیاتًا فأُحبّ أن تسمعها منّی.“ قال: ”هات!“ فأنشأ یقول:
- . جنگ 24، ص 292.
