اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج11

رجالی، پزشکی، اشارات و نکته‌ها

75٬465
مطلع انوار

جلد یازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشت‌‌های مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «رجال، تراجم، کتاب‌شناسی و برخی مطالب متنوع » می‌باشد. تتبعات و تحقیقات مندرجه در این مجلد می‌تواند در نوع خود برای آشنایان به این موضوعات بسیار مفید و مثمر باشد.  اهم مباحث این مجلّد:  • بخش اول: رجال و تراجم شخصیت‌ها؛ که شاملِ مقدماتی رجالی، بیان برخی اصطلاحات و معرّفی برخی آثار اصلی رجالی، ذکر اسامی اعلام و کنیه‌ها و القاب، و بیان مطالبِ متنوّع رجالی می‌گردد.  • بخش دوم: فهارس و کتاب‌شناسی: که به ذکر مطالب متنوّعی در معرّفی آثارِ مهم، همچون حدیقة الشیعه، مصباح‌الشریعه، تذکرۀ علامه حلی و نثر طوبای مرحوم شعرانی و امثالها پرداخته شده است.    • بخش سوم: مطالب پزشکی؛ که مشتمل بر نقل قولهایی در امور طبابت؛ اعم از مسائل پیشگیری و درمان، خواص و فواید برخی خوراکی‌ها، و ذکر روایاتی در این موضوع، می‌باشد.  • در بخش چهارم و پنجم به ذکر طرائف و لطائف، و ذکر اشارات و نکته‌‌هایی در موضوعات سیاسی و تاریخی و اجتماعی و بیان لغزشهای برخی آثار علماء، و دیگر مطالب متنوع پرداخته‌اند.

سرای جاوید

مطلع انوار ج11

93
  • ”مُطهَّرون نَقیّاتٌ ثیابُهم ** تُتلی الصّلاة علیهم أین ما ذُکِروا

  • من لم یکن عَلَویًّا حین تنسبه ** فما له من قدیم الدّهر مفتخر

  • والله لمّا بری خلقًا فأتقنه ** صفاکم و اصطفاکم أیّها البَشـر

  • فأنتم الملأ الأعلی و عندکم ** علم الکتاب و ما جاءت به السُّور“

  •  فقال له الرّضا علیه السّلام: ”یا حسن بن هانیّ، قد جئتَنا بأبیاتٍ لم یسبقک أحد إلیها، فأحسن الله جزاک!“ ثمّ قال: ”یا غلام! هل معک من نفقتنا شئٌ؟“ فقال له: ”ثلاث‌مائة دینار.“ فقال: ”أعطها إیّاه.“ ثمّ قال: ”لعلّه یستقلّها یا غلام! سق إلیه البَغْلة.“

  •  و رواه محمّد بن أبی‌القاسم الطّبری فی کتابه بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، و أسندا معًا فی الکتابین عن علیّ بن إبراهیم بن هاشم، عن أبیه، عن یاسر الخادم، قال:

  •  لمّا جعل المأمون علیّ بن موسی الرضا وَلِیَّ عهده و ضرب الدّراهم بِاسمه و خطب علی المنابر، قصده الشّعَراء من جمیع الآفاق، فکان فی جملتهم أبو‌نواس الحسن بن هانی، فمدحه کلّ شاعر بما عنده إلّا أبونواس، فإنّه لم یقل فیه شیئًا؛ فعاتبه المأمون و قال: ”یا أبانواس! أنت مع تشیّعک و میلک إلی أهل البیت، ترکتَ مدح علیّ بن موسی، مع اجتماع خصال الخیر فیه؟“ فأنشأ یقول:

  • ”قیل لی: أنت أشعر النّاس طُرًّا ** إذ تَفَوَّهْتَ بالکلام البدیهِ

  • لکَ من جوهر القریض مدیح ** یُثمِر الدّرّ فی یَدَی مجتنیه

  • فعلی ما ترَکت مدح ابن موسی ** و الخصال الّتی تَجَمَّعن فیه

  • قلت: لا أستطیع مدحَ إمامٍ ** کان جبریل خادمًا لأبیه

  • قصـرت ألسُنُ الفصاحة عنه ** و لهذا القریض لا یحتویه“

  •  (قال:) فدعا بحقّة لؤلؤًا، فحشا فاه لؤلؤًا.

  •  و توفّی أبو‌نواس ببغداد سنة خمس و تسعین و مائة، و قیل: سنة ستّ، و قیل: ثمان.»1

  •  

    1. . جنگ 24، ص 307.
/ 0