اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج5

0
اعتقادات

جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی»  • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشم‌پوشی از همه چیز جز خداست  • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت می‌کنند  • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست  • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است  • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است  • لقاء امام زمان علیه‌السلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست  • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیه‌‌السلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان  • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید  • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام  • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه

نسخه عربی

امام شناسی ج5

17
  • در «مُحْکَمْ» تصریح کرده است همانند إمَارَت، و ابن سِکِّیت گفته است: وِلاَیَت با کسره، به معناى سلطان است.

  •  و پس از آنکه همان طور که ذکر کردیم معانى مختلفى براى مَوْلَی مى‌کند، مى‌گوید: مَوْلی و همچنین وَلِیّ: الَّذِی یَلِی عَلَیْکَ أمْرَکَ، یعنى آن کسى که به عنوان تسلّط و برترى، امور تو را عهده‌دار و متکفّل گردیده است. و ومَوْلَی و وَلِیّ، هر دو به معناى واحد هستند، و از همین قسم است حدیثى که آمده است: أَیُّمَا امْرَأَةٍ نَکَحَتْ بِغَیْرِ إِذْنِ مَوْلاَهَا، و بعضى روایت کرده‌اند: بِغَیْرِ إ ذْنِ وَلِیِّهَا.

  •  و ابن سلام از یونس روایت کرده است که: إنَّ الْمَوْلی فِی الدِّینِ هُوَ الْوَلِیُّ، هر جا که در امور دینى لفظ مولى استعمال شود، مراد از آن ولىّ، و عهده‌دار و رئیس و متکفّل آن امر است، بدلیل آنکه خداوند تعالى مى‌فرماید: ﴿ذلِكَ بِأَنَّ اللهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلى‌ لَهُمْ‌﴾ یعنى لاَ وَلِیَّ لَهُمْ. معناى آنکه کافران مولى ندارند، آنست که ولىّ، و صاحب اختیار، در امور دین ندارند. و بر همین اساس، حدیث شریف آمده است که: مَنْ کُنْتُ مَوْلاَهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاَهُ؛ أیْ مَنْ کُنْتُ وَلِیَّهُ، یعنى هر کس که من در امور دین او ولىّ و صاحب اختیار او هستم، علىّ، وَلىّ او و صاحب اختیار اوست.

  •  تا آنکه گوید: و از جمله معانى ولىّ که در اسماء خداوند تعالى آمده است، یکى ناصر است، و گفته شده است: اَلْمُتَوَلِّی لاُمُورِ الْعَالَمِ الْقَائِمُ بِهَا، یعنى متولّى و عهده‌دار و صاحب اختیار امور عالم است، و بر همه عالم قیام دارد، و بر آن امور متمکّن است. و گفته شده است که معناى وَلِیّ در اینجا وَالِی است وَ هُوَ مَالِکُ الأشْیآءِ جَمِیعِهَا الْمُتَصَرِّفُ فیهَا. یعنى خداوند مالک همه چیزهاست بطور کلّى، و تصرّف کننده در آنهاست بطور عموم.

  •  و ابن اثیر گفته است که: مثل آنکه وَلایت، دلالت بر تدبیر در امور، و قدرت بر آنها، و بجا آوردن آنها را دارد، و هنگامى که این معانى سه گانه (تدبیر و قدرت و فعل) با یکدیگر مجتمع نشوند، اطلاق لفظ وَالِی در آنجا آزاد و رها نیست.

  •  و وَلِیِّ یَتِیم، به کسى گویند که: اُمور یتیم را بر عهده گیرد، و او را کفالت کند، و وَلِیِّ زَنْ به کسى گویند که: امور نکاح او تحت نظرش باشد، و نگذارد که‌