اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج5

0
اعتقادات

جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی»  • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشم‌پوشی از همه چیز جز خداست  • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت می‌کنند  • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست  • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است  • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است  • لقاء امام زمان علیه‌السلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست  • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیه‌‌السلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان  • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید  • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام  • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه

نسخه عربی

امام شناسی ج5

26
  • با آن معناى عبودیّت و مملوکیّتِ محضه براى بنده به حدّ تمامیّت مى‌رسد، زیرا بنده در این حال مى‌بیند که قدرت و سلطنت و حکومت اختصاص به خدا دارد، و هیچ چیزى راجع به خود او نیست، تا آنکه از فقدانش محزون گردد، و یا از بیم فوت و عدم وصولش ترسناک شود.

  •  و این به علّت آنست که ترس که به نفس عارض مى‌شود، به واسطه متوقّع بودن ضررى و منتظر بودن شرّى است که به او برسد، و غصّه و اندوه که به نفس عارض مى‌شود، به واسطه فقدان محبوب، و یا رسیدن به مکروهى است که از آن بیم دارد. و این در صورتى است که انسان براى خود ملکیّتى ببیند، و یا حقّى را نسبت به آنچه از آن مى‌ترسد و یا از فقدانش غصّه مى‌خورد، از فرزند و مال و جاه و اعتبار و غیر ذلک براى خود قائل شود، و امّا در صورتى که انسانى به هیچ وجه من الوجوه، عُلقه و تعلّقى در خود نمى‌بیند، بنابر این از چه بترسد؟ و بر فقدان چه غصّه‌دار شود؟

  •  آن بنده مؤمنى که هر چیزى را ملک طلق خدا مى‌بیند، بطورى که در آن ملکیّت هیچ موجودى شریک نیست، و نمى‌تواند شریک باشد، او در نفس خود و براى خود ملکیّتى و یا حقّى نسبت به هیچ چیز نمى‌بیند، تا از بیم عدم وصول در هراس افتد، و در فقدان آن در سوک ماتم و غصّه بنشیند.

  •  و این همان صفتى است که خداوند براى اولیاى خود بیان مى‌کند آنجا که مى‌گوید:

  •  ﴿أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ‌﴾.

  •  و بناء علیهذا این دسته از مردم که اولیاى خدا هستند، از هیچ چیز ترس ندارند، و بر هیچ چیز غصّه نمى‌خورند، نه در امور دنیا، و نه در امور آخرت، مگر آنچه را که خدا بخواهد، و مى‌دانیم که خدا خواسته است که از پروردگارشان بترسند، و در برابر آنچه از کرامات خداوندى از آنان فوت شود محزون و اندوهگین شوند. و اینها همه از مراتب تسلیم براى خداوند است.

  •  حضرت علاّمه ـ رضوان الله علیه ـ پس از بحث بلیغى درباره اینکه این عدم خوف و عدم حزن در دنیا براى أولیاى خداست، و از قرائنى استفاده مى‌شود که این صفات براى آنان در دنیا تحقّق مى‌یابد، و این آیه احوال آنها را در دنیا بیان مى‌کند در پایان بحث مى‌فرماید: