
امام شناسی ج5
جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی» • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشمپوشی از همه چیز جز خداست • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت میکنند • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است • لقاء امام زمان علیهالسلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیهالسلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه
امام شناسی ج5
27و این آیه دلالت دارد بر آنکه این اوصاف براى گروه مخصوصى از مؤمنان است که با غیر خودشان از سایر مؤمنان در مرتبه خاصّى از ایمان امتیاز دارند، و براى عامّه مؤمنان نیست، و این دلالت از ناحیه همان جمله تفسیریّه: ﴿الَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ﴾ با همان تقریرى که ذکر شد استفاده مىشود.
و بالجمله برداشته شدن خوف از غیر خدا، و غصّه از اولیاء خدا، به معناى آن نیست که خیر و شرّ، و نفع و ضرر، و نجات و هلاکت، و سختى و راحتى، و لذّت و درد، و نعمت و بلاء، در نزد ایشان یکسان است، و در قواى ادراکیّه و احساسات ایشان متساوى است. این کلامى است که عقل انسانى بلکه شعور عامّ حیوانى آن را نمىپذیرد و قبول نمىکند، بلکه معنایش اینست که ایشان براى غیر خداوند به هیچ وجه استقلالى در تأثیر نمىبینند، و حکم و ملکیّت و اراده و حکومت را منحصرا در حقّ تعالى مشاهده مىکنند، پس بنابر این نمىترسند مگر از خدا، و از آن چیزى که خداوند دوست دارد و مىخواهد که از آن بترسند، و اندوهناک نمىشوند مگر از چیزى که خداوند دوست دارد از آن اندوهناک شوند.
توحید کامل، حقیقت قدرت و ملکیّت را در خداوند سبحانه و تعالى منحصر مىکند، و بنابر این از براى غیر خدا استقلال در تأثیر باقى نمىماند، تا بر أثر آن براى نفس، حبّ و بُغض، و یا خوف و حُزن، و یا فَرح و اَسَف خوردن و غیر ذلک پیدا شود.
و آن مؤمن راستینى که نور توحید الهى او را فرا گرفته است، مىترسد و غصّه مىخورد، و یا آنکه خوشایند دارد و ناخوشایند دارد بالله سبحانه و تعالى، یعنى همه چیزش با خدا و به سبب خدا و از خداست.
و در این صورت، تناقض بین گفتار ما: مؤمن حقیقى از هیچ چیز نمىترسد مگر از خدا، و بین قول ما: او از بسیارى از چیزهائى که به وى ضرر مىرساند مىترسد، و از بسیارى از امورى که ناپسند دارد مىگریزد، از بین مىرود. و این مطلب را خوب فهم کن1.
و در تفسیر «بَیان السَّعادة» نیز مجمل آن شرح و تفصیلى را که علاّمه بیان
- . «تفسیر المیزان» ج 11، ص 89 تا ص 93.
