اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج13

مواعظ رمضان المبارک 1370 هجری قمری

52٬457
مطلع انوار

جلد سیزدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، مشتمل بر متنِ مواعظِ مؤلّف در ماه رمضان سال 1370 ه. ق در مسجد قائم طهران می‌باشد که به اهتمام خود مؤلف به رشتۀ تحریر درآمده است. عمق مباحث مطروحه، شیوایی و روانیِ سخن برای پویندگان معرفت، جاذب و راهگشا می‌باشد.  اهمّ مطالب مندرجه در این مجلّد:  • مباحثی مختصر دربارۀ حقیقت دین؛ عدم تحریف قرآن، تحریف کتب مقدّس ادیان؛ عصمت انبیاء و پاسخ به شبهات.   • مباحثی درباره عقل و عقلانیت؛ مباحثی درباره فضیلت علم و علماء.   • مباحثی در مورد دنیا، مرگ، برزخ و قیامت، معاد‌جسمانی.   • مباحثی در مورد انفاق؛ نیت و اخلاص؛ حقیقت توکل و فضیلت آن؛ امر به معروف و نهی از منکر و شرایط آن.

سرای جاوید

مطلع انوار ج13

131
  • درندگی؛ در شغال، ترس؛ در روباه، حیله و مکر؛ در سگ، غضب و وفا؛ در میمون و خوک، شهوت؛ در گربه، تملّق؛ در خروس، غیرت؛ در اسب، حیا و نجابت؛ در مورچه، جمع‌آوری مال. ولی در انسان تمام این صفات به نحو جمع‌الجمعی وجود دارد؛ منتهی خدا یک ملکۀ قدسیّه و نیروی ربّانی که عقل است، برای تنظیم این غرائز قرار داده است. و در واقع عقل، حکم رگلاتور را دارد؛ هرچند إعمال قوّۀ عاقله بیشتر باشد، تنظیم این دستگاه بهتر، و اگر ضعیف گردد، دستگاه مُختل خواهد شد.

  • کمال حیوانات به غرائز مختصّۀ به آنها، و کمال انسان به عقل

  •  باید دانست که هریک از غرائز مختصّۀ حیوان برای خود او کمال است، و عقل کمال انسان است.

  • اتّحاد انسان با حیوان، در صورت غلبۀ غریزۀ حیوانی بر عقل

  •  اگر هریک از غرائز بر عقل ترجیح پیدا کرد، انسان در معنی با آن حیوان تفاوتی ندارد: شخص شهوت‌ران چون خوک، و حریص چون مورچه، و مکّار چون روباه است؛ لذا چون پردۀ مادّه از دست برود، در عالم برزخ و قیامت، انسان به صورت حیواناتی که غریزۀ مختصّۀ آنها را بر عقل خود ترجیح داده، متشکل می‌گردد.

  •  داستان حضرت امام محمّدباقر علیه‌ السّلام و أبوبصیر در حج بیت‌الله.1

  •  

    1. . معاد شناسی، ج 2، ص 290، تعلیقه 2:
      «در مناقب ابن شهرآشوب، طبع سنگی، ج دوّم، ص 276 آورده است:
      قال أبوبصیر لِلباقِرِ علیه السَّلامُ: ”ما أکثَرَ الحَجیجَ و أعظَمَ الضَّجیجَ!“ فَقال: ”بَل ما أکثَرَ الضَّجیجَ و أقَلَّ الحَجیجَ! أ تُحِبُّ أن تَعلَمَ صِدقَ ما أقولُهُ و تَراهُ عَیانًا؟“ فَمَسَحَ عَلَی عَینَیهِ و دَعا بِدَعَواتٍ فَعادَ بَصیرًا، فَقال: ”انظُر یا أبابَصیرٍ إلَی الحَجیجِ!“
      قال: ”فَنَظَرتُ فإذا أکثَرُ النّاسِ قِرَدَةٌ و خَنازیرُ، و المُؤمِنُ بَینَهُم کالکوکبِ اللّامِعِ فی الظَّلماءِ!“ فَقال أبوبَصیر: ”صَدَقتَ یا مَولایَ، ما أقَلَّ الحَجیجَ و أکثَرَ الضَّجیجَ!“ ثُمَّ دَعا بِدَعَواتٍ فَعادَ ضَریرًا.
      فَقال أبوبَصیر فی ذَلِک، فَقال علیه السَّلامُ: ”ما بَخِلنا عَلَیک یا أبابَصیرٍ، و إن کانَ اللَهُ تَعالَی ما ظَلَمَک و إنَّما خارَ لَک، و خَشینا فِتنَةَ النّاسِ بِنا و أن یجهَلوا فَضلَ اللَهِ عَلَینا، و یجعَلونا أربابًا مِن دونِ اللَهِ و نَحنُ لَهُ عَبیدٌ لا نَستَکبِرُ عَن عِبادَتِهِ و لا نَسأمُ مِن طاعَتِهِ و نَحنُ لَهُ مُسلِمونَ.“
      و این روایت را مجلسی در بحار الأنوار، ج 46، ص 261 از طبع حروفی از مناقب نقل کرده است.
      أبوبصیر به حضرت امام محمّدباقر علیه السّلام عرض کرد: ”چقدر حاجی زیاد است و چقدر ناله و فریاد بسیار است!“ حضرت فرمود: ”بلکه چقدر ناله و فریاد بسیار است و چقدر حاجی کم است! آیا دوست داری که راستی گفتار مرا دریابی و آنچه را که گفتم با دیدگان خود ببینی؟!“ حضرت دست به چشمان او مالیدند و دعائی خواندند، چشمان أبوبصیر که سابقاً نابینا بود بینا شد؛ حضرت فرمودند: ”ای أبوبصیر، نگاه کن به سوی حاجی‌ها!“
      أبوبصیر می‌گوید: ”من نگاه کردم و دیدم که اکثر مردم از میمون‌ها و خوک‌ها هستند، و مؤمن در میان آنها همچون ستارۀ تابان در شب تاریک می‌درخشید.“ أبوبصیر گفت: ”راست گفتی ای مولای من! چقدر حاجی کم است و چقدر ناله و فریاد بسیار است!“ و پس از آن حضرت دعائی خواندند و چشمان أبوبصیر به حالت اوّلیه درآمد و نابینا شد.
      أبوبصیر از علّت نابینایی خود سؤال کرد؛ حضرت فرمودند: ”ما بر تو بخیل نیستیم، و خدا به تو ستم ننموده است و این‌طور دربارۀ تو پسندیده است؛ و ما ترسیدیم که مردم در فتنه بیفتند و فضل خدا را بر ما نادیده گیرند و ما را ارباب خود شمرند و خدا را فراموش کنند، و حال آنکه ما بندگان خدا هستیم و از عبادت او استکبار نداریم و از اطاعت او ملول نمی‌شویم و سر تسلیم فرود آورده‌ایم‌.“»
/ 156