
مطلع انوار ج13
مواعظ رمضان المبارک 1370 هجری قمری
جلد سیزدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، مشتمل بر متنِ مواعظِ مؤلّف در ماه رمضان سال 1370 ه. ق در مسجد قائم طهران میباشد که به اهتمام خود مؤلف به رشتۀ تحریر درآمده است. عمق مباحث مطروحه، شیوایی و روانیِ سخن برای پویندگان معرفت، جاذب و راهگشا میباشد. اهمّ مطالب مندرجه در این مجلّد: • مباحثی مختصر دربارۀ حقیقت دین؛ عدم تحریف قرآن، تحریف کتب مقدّس ادیان؛ عصمت انبیاء و پاسخ به شبهات. • مباحثی درباره عقل و عقلانیت؛ مباحثی درباره فضیلت علم و علماء. • مباحثی در مورد دنیا، مرگ، برزخ و قیامت، معادجسمانی. • مباحثی در مورد انفاق؛ نیت و اخلاص؛ حقیقت توکل و فضیلت آن؛ امر به معروف و نهی از منکر و شرایط آن.
مطلع انوار ج13
165...1
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] باید گفت که این کتب همچون روضه و بوستانی است که طالب علوم دینی را با مناظر دلانگیز خود بر سر نشاط آورده تا گمشدۀ خود را در میان آنها بیابد و قلب خود را با آبشخورهای آن سیراب گرداند و نسیم ایمان و عقیده را در سطور این تألیفات استنشاق نماید.
شیخ حسین بن عبدالصمد حارثی، پدر شیخ بهایی میگوید:
روزی بر شهید ثانی وارد شدم و او را متفکر و در خویشتن فرو رفته یافتم. علت این حالت را از او جویا شدم؛ به من گفت: «برادرم! چنین میپندارم که من دومین شهید باشم؛ زیرا در عالم رؤیا سیّد مرتضی علمالهدی را دیدم که مجلس ضیافتی تشکیل داده و علماء و دانشمندان امامیه و شیعه در آن شرکت داشتند. وقتی من وارد مجلس شدم، سیّد مرتضی از جا برخاست و به من تهنیت گفت و دستور داد که در کنار شهید اوّل بنشینم.»
شهید ثانی نیز قربانی مطامع دنیوی فردی فرومایه گشت. جریان چنین بود که: دو نفر از مردم جبع برای مرافعه و محاکمه به شهید ثانی مراجعه کردند. او نیز طبق موازین دینی و ضوابط شرعی، دعوا را فیصله داد. شخص محکوم از این داوری به خشم آمد و نزد قاضی صیدا رفت و شهید ثانی را به رافضی و شیعه بودن متّهم نمود.
قاضی جریان را به سلطان سلیم، حاکم روم (عثمانی) اطّلاع داد و از طرف او شخصی برای دستگیر کردن شهید مأمور گردید؛ امّا موفّق به یافتن ایشان نشد. سلطان سلیم وزیرش رستم پاشا را برای دستگیری شهید مأمور ساخت و گفت: «باید او را زنده دستگیر کنی و به اینجا بیاوری تا مذهب او برای ما روشن گردد.»
رستم پاشا که مطلع شد شهید ثانی به سفر حج رفته به طرف مکّه رفت و در اثناء راه مکّه به شهید ثانی رسید و او را دستگیر کرد. شهید ثانی از او برای انجام سفر حج مهلت خواست و او هم موافقت نمود.
در راه وقتی وارد کشور روم شدند، رستم پاشا بهواسطۀ تحریک شخصی در کنار دریا ایشان را شهید کرد و سر بریدۀ او را به حضور سلطان آورد. سلطان بر او برآشفت و سخت او را مورد توبیخ قرار داد. امّا خون شیخ شهید هدر نشد و با تلاش سیّد عبدالرّحیم عبّاسی، رستم پاشا به جرم این قتل بزرگ محکوم به مرگ گردید.
جریان شهادت آن بزرگوار در سال 966 هجری قمری رخ داد که البته بزرگانی همچون سیّد محسن امین در اعیان الشیعه تاریخ شهادت ایشان را 965 هجری دانستهاند. مدّت سه روز جسد ایشان بر روی زمین ماند و سرانجام پیکر شریفش را به دریا افکندند. (محقّق)
* روضات الجنات، ج 3، ص 352.
* همان.
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] باید گفت که این کتب همچون روضه و بوستانی است که طالب علوم دینی را با مناظر دلانگیز خود بر سر نشاط آورده تا گمشدۀ خود را در میان آنها بیابد و قلب خود را با آبشخورهای آن سیراب گرداند و نسیم ایمان و عقیده را در سطور این تألیفات استنشاق نماید.
