
مطلع انوار ج13
مواعظ رمضان المبارک 1370 هجری قمری
جلد سیزدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، مشتمل بر متنِ مواعظِ مؤلّف در ماه رمضان سال 1370 ه. ق در مسجد قائم طهران میباشد که به اهتمام خود مؤلف به رشتۀ تحریر درآمده است. عمق مباحث مطروحه، شیوایی و روانیِ سخن برای پویندگان معرفت، جاذب و راهگشا میباشد. اهمّ مطالب مندرجه در این مجلّد: • مباحثی مختصر دربارۀ حقیقت دین؛ عدم تحریف قرآن، تحریف کتب مقدّس ادیان؛ عصمت انبیاء و پاسخ به شبهات. • مباحثی درباره عقل و عقلانیت؛ مباحثی درباره فضیلت علم و علماء. • مباحثی در مورد دنیا، مرگ، برزخ و قیامت، معادجسمانی. • مباحثی در مورد انفاق؛ نیت و اخلاص؛ حقیقت توکل و فضیلت آن؛ امر به معروف و نهی از منکر و شرایط آن.
مطلع انوار ج13
34...1
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] و برای بار دوّم از برای وداع به خیمه آمد و با اهل حرم وداع نمود، و سپس به مرکز مبارزه بازگشت و بسیار میگفت: ”لا حَولَ و لا قُوَّة إلّا بِالله؛ هیچ حرکت و تحوّلی نیست و هیچ قوّه و قدرتی نیست، مگر به خداوند عزّ اسمه.“
و أبوالحُتوف جُعفی تیری به پیشانی مبارکش زد؛ آن تیر را بیرون کشید و خون بر چهرهاش جاری شد و گفت:
اللَهُمَّ إنَّکَ تَرَی ما أنا فِیهِ مِن عِبادِکَ هَؤُلاءِ العُصاة! اللَهُمَّ أحصِهِم عَدَدًا و اقتُلهُم بَدَدًا، و لا تَذَر عَلَی الأرضِ مِنهُم أحَدًا و لا تَغفِر لَهُم أبَدًا!
”بار پروردگارا، بر این حالِ من که از ناحیۀ این بندگان نافرمان تو میگذرد واقف هستی! بار پروردگارا، یکایک آنان را بشمار و آنان را متفرّقاً و متشتّتاً هلاک گردان، و یک تن از آنان را روی زمین باقی مگذار و ابداً آنها را نیامرز!“
و با صوت بلند فریاد زد:
یا أُمَّة السَّوءِ، بِئسَما خَلَّفتُم مُحمَّدًا فِی عترَتِهِ! أما إنَّکُم لا تَقتُلُونَ رَجُلًا بَعدِی فَتَهابُونَ قَتلَهُ، بَل یَهُونُ عَلَیکُم ذَلکَ عِندَ قَتلِکُم إیّایَ! و أیمُ اللَهِ لأرجُو أن یُکرِمَنِیَ اللَهُ بِالشَّهادَة، ثُمَّ ینتَقِمَ لِی مِنکُم مِن حَیثُ لا تَشعُرُونَ!
”ای امّت بدسرشت و بدکردار، با محمّد در عترتش به بدی رفتار کردید! آگاه باشید که شما بعد از من کسی را نخواهید کشت که از کشتنش نگران باشید و به هراس آیید، بلکه تمام کشتنها برای شما سهل و آسان مینماید! و سوگند به خدا که من از خدای خودم امید دارم که مرا به شرف شهادت برساند، و از شما انتقام مرا بگیرد از جایی که خود نمیدانید!“
حَصین گفت: ای پسر فاطمه، به چه چیز خداوند انتقام تو را از ما میگیرد؟
حضرت فرمودند: ”بأس و شدّت را در میان شما میافکند تا آنکه خونهای خود را میریزید، و سپس چون موجهای دریا عذاب را بر شما خواهد ریخت!“
در این حال، از کثرت زخمها و جراحات وارده، ضعف بر آن حضرت آنقدر شدید بود که ایستاد تا بیارامد؛ که مردی سنگ بر پیشانیش زد و خون بر صورتش جاری شد. و با لباس خود خواست تا خون را از دو چشمش پاک کند که مرد دیگری به تیر سه شعبه قلب مبارکش را هدف ساخت.
پسر رسول خدا، به خدا عرض کرد:
بِسمِ اللَهِ و بِاللهِ و عَلَی مِلَّة رَسُولِ اللَهِ.“ و رَفَعَ رأسَهُ إلَی السَّماءِ و قال: ”إلَهِی! إنَّک تَعلَمُ إنَّهُم یقتُلُونَ رَجُلًا لَیسَ عَلَی وَجهِ الأرضِ ابنُ نَبیٍّ غَیرُهُ! [ادامه در صفحه بعد]
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] و برای بار دوّم از برای وداع به خیمه آمد و با اهل حرم وداع نمود، و سپس به مرکز مبارزه بازگشت و بسیار میگفت: ”لا حَولَ و لا قُوَّة إلّا بِالله؛ هیچ حرکت و تحوّلی نیست و هیچ قوّه و قدرتی نیست، مگر به خداوند عزّ اسمه.“
