
مطلع انوار ج13
مواعظ رمضان المبارک 1370 هجری قمری
جلد سیزدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، مشتمل بر متنِ مواعظِ مؤلّف در ماه رمضان سال 1370 ه. ق در مسجد قائم طهران میباشد که به اهتمام خود مؤلف به رشتۀ تحریر درآمده است. عمق مباحث مطروحه، شیوایی و روانیِ سخن برای پویندگان معرفت، جاذب و راهگشا میباشد. اهمّ مطالب مندرجه در این مجلّد: • مباحثی مختصر دربارۀ حقیقت دین؛ عدم تحریف قرآن، تحریف کتب مقدّس ادیان؛ عصمت انبیاء و پاسخ به شبهات. • مباحثی درباره عقل و عقلانیت؛ مباحثی درباره فضیلت علم و علماء. • مباحثی در مورد دنیا، مرگ، برزخ و قیامت، معادجسمانی. • مباحثی در مورد انفاق؛ نیت و اخلاص؛ حقیقت توکل و فضیلت آن؛ امر به معروف و نهی از منکر و شرایط آن.
مطلع انوار ج13
45بنابراین دین اسلام فرضیهای مخالف علوم ندارد، بلکه جملاتی هم که استشهاد میشود مؤیّد است.
دین اسلام با علم، منافرتی ندارد و از یک پستان شیر خورده و توأمین هستند. آری، همان دینهای مسیح و بودا است که با عقل و علم منافرت دارد.
روضه زحمات حضرت پیامبر اکرم (ت)
ختم سخن با روضۀ مناسب زحمات پیغمبر.1
- . نور ملکوت قرآن، ج 4، ص 337:
«جرجی زیدان شرحی از رنجهای پیغمبر را بیان میکند، تا میرسد به اینجا که میگوید:
پس از مرگ أبوطالب و خدیجه، کار بر پیغمبر دشوار شد و قوم قریش از هر سو بر وی تاختند؛ بهخصوص أبولهب و حَکَم بن [أبی]عاص و عُقبة بن أبیمُعَیط همسایگان پیامبر زیادتر از سایرین او را آزار میدادند و غالباً هنگام نماز، شکنبه بر سر و روی پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم خالی میکردند و خوراکش را آلوده میساختند.
پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم از مکّه به طائف رفت تا مگر در آنجا یار و یاوری بیابد، ولی در آنجا نیز چیزی جز دشنام و آزار ندید؛ تا آنجا که مردم طائف دستهای از نادانان و اراذل خود را به طرف حضرت رسول میفرستادند که با او ستیزه کنند و به رویش داد زنند، و همینکه پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم از آنان کناره میگرفت و به گوشهای پناه میبرد، عدهای میآمدند و فرومایگان را میراندند.
پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم تمام این رنجها را تحمّل میکرد و دعوت خود را ادامه داده، فقط پیش خداوند خویش از نادانی مردم شکوه میکرد.
باری، حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم از طائف به مکّه برگشت و دشمنان خویش را بدتر از سابق دید؛ به قِسمی که هر کس از دور و نزدیک با او به ستیزه برمیخاست و او را تهدید میکرد. پیغمبر با ارادۀ ثابت و محکم بر این مصیبتها صبر میکرد؛ درصورتیکه حتم داشت اگر از دعوت خود دست بردارد، همه نوع با او همراهی و مهربانی خواهد شد؛ ولی رسول خدا از دعوت باز نمیگشت، چون به نبوت خود ایمان کامل داشت و میدانست از طرف خدا مأمور به این دعوت میباشد.*
داستان رفتن رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم به طائف و مرارتهای حاصل از این سفر بسیار تکان دهنده است. طبری در تاریخ آورده است که:
رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در مکّه پیوسته مردم را در آشکارا و پنهانی به خدا دعوت میکرد و بر آزار و اذیّت و تکذیب و استهزاءِ ایشان صبر میکرد؛ تا به جاییکه [ادامه در صفحه بعد]
- . نور ملکوت قرآن، ج 4، ص 337:
