اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج13

مواعظ رمضان المبارک 1370 هجری قمری

52٬457
مطلع انوار

جلد سیزدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، مشتمل بر متنِ مواعظِ مؤلّف در ماه رمضان سال 1370 ه. ق در مسجد قائم طهران می‌باشد که به اهتمام خود مؤلف به رشتۀ تحریر درآمده است. عمق مباحث مطروحه، شیوایی و روانیِ سخن برای پویندگان معرفت، جاذب و راهگشا می‌باشد.  اهمّ مطالب مندرجه در این مجلّد:  • مباحثی مختصر دربارۀ حقیقت دین؛ عدم تحریف قرآن، تحریف کتب مقدّس ادیان؛ عصمت انبیاء و پاسخ به شبهات.   • مباحثی درباره عقل و عقلانیت؛ مباحثی درباره فضیلت علم و علماء.   • مباحثی در مورد دنیا، مرگ، برزخ و قیامت، معاد‌جسمانی.   • مباحثی در مورد انفاق؛ نیت و اخلاص؛ حقیقت توکل و فضیلت آن؛ امر به معروف و نهی از منکر و شرایط آن.

سرای جاوید

مطلع انوار ج13

46
  • ...1

  •  

    1. [ادامه تعلیقه صفحه قبل] یکی از کفّار هنگامی که آن حضرت مشغول نماز بود، رَحِم گوسفند (مشیمه و بچه‌دان که در شکم گوسفند، بچه در آن قرار دارد و آغشته به خون و کثافات است) را بر پیامبر افکند، و در وقتی‌که ظرف غذای پیامبر بر روی آتش در حال پختن بود نیز بچه‌دان گوسفند را در آن انداخت و آلوده ساخت. رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم چون از منزل خارج می‌شد، آن مشیمه و رحمِ افکنده شده در خانه خود را با خود می‌آورد، و بر در خانه آن افکننده (که همسایه او و از ارحام او بود) می‌ایستاد و می‌گفت: ”یا بَنِی عَبدِمَنافٍ! أیُّ جِوارٍ هَذا؛ ای فرزندان عبد مناف!* این چگونه همسایه‌داری است؟!“ و سپس آن بچه‌دان را به دور می‌افکند.
      از این گذشته، أبوطالب و خدیجه هر دو در یک‌سال درگذشتند؛ و این، سه سال قبل از هجرت بود. و درگذشتن آنها مصیبت عظیمی را بر رسول خدا وارد کرد؛ زیرا قریش توانستند پس از رحلت أبوطالب علیه السّلام اذیّت‌های تازه‌ای را بر آن حضرت وارد سازند که پیش از آن قدرت نداشتند؛ حتّی بعضی از آنها خاک بر سر آن حضرت پاشید.
      رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم با آن حال داخل خانه خود شد و خاک‌ها بر سرش بود.
      یکی از دختران او برخاست تا خاک‌ها را بشوید و درحالی‌که به شستن اشتغال داشت گریه می‌کرد، و رسول خدا به او می‌گفت: ”یا بُنَیَّةُ! لا تَبکِی؛ فإنَّ اللَهَ مانِعٌ أباکِ!؛ ای نور دیدۀ من! گریه مکن؛ زیرا خداوند پدرت را حفظ می‌کند.“
      رسول خدا می‌فرمود: ”آزارها و شدائدی که قریش بر من وارد ساختند، عمدۀ آنها پس از مرگ أبوطالب بود؛ ما نالَت مِنِّی قُرَیشٌ شَیئًا أکرَهُهُ حَتَّی ماتَ أبوطالِبٍ.“»**
      * تاریخ تمدّن اسلام (تألیف جرجی زیدان، ترجمه علی جواهرکلام)، ص 23 و 24.
      ** عبدمناف جدّ اعلای رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم است: محمّد بن عبدالله بن عبدالمطلّب بن هاشم بن عبدمناف.
      نور ملکوت قرآن، ج 4، ص 339، تعلیقه:
      «آقای محمّد قزوینی در نامه‌ای که برای آقای علی‌اصغر حکمت به‌عنوان تقریظ بر کتاب ایشان ـ که دربارۀ شرح و ترجمه احوال جامی می‌باشد نوشته‌اند، مطالبی را در تعصّب جامی در سنّی‌گری او، و در شواهد و ادلّۀ متقنه در ایمان حضرت أبوطالب علیه السّلام آورده‌اند که شایان ملاحظه است. این نامه در آخر کتاب جامی تألیف علی‌اصغر حکمت، از صفحه 395 تا صفحه 407 آورده شده است. از جمله این نامه است که:
      أبولهب در تمام مدّت عمر خود بعد از بعثت حضرت رسول، از بزرگ‌ترین مستهزئین و آزارکنندگان حضرت رسول بود. و همیشه کثافات و نجاسات بر در خانۀ آن حضرت می‌افکند. و هر شخص یا قبیله را که آن حضرت به اسلام دعوت می‌نمود، أبولهب فریاد می‌زد که:
      ”سخن او را باور نکنید! این جوان برادرزادۀ من است و من او را بزرگ کرده‌ام؛ وی دیوانه است!“
      و زن أبولهب (امّ‌جمیل بنت حَرْب، خواهر أبوسفیان معروف) نیز در عداوت و ایذاءِ حضرت رسول نیز کمتر از شوهر ملعون خود نبود. و همیشه بوته‌های خار می‌آورد و بر سر راه حضرت رسول می‌نهاد. و به همین مناسبت خداوند در قرآن او را ﴿حَمَّالَةَ ٱلۡحَطَبِ﴾ خوانده است.
      ولی چنان‌که گفتیم: حضرت أبوطالب چهل‌و‌دو سال با تمام قوا از رسول خدا حمایت کرد؛ و رسول خدا دربارۀ أبوطالب فرمود: ”ما نالَتْ مِنِّی قُرَیشٌ شَیئًا أکرَهُهُ حَتّی ماتَ أبوطالِبٍ.“ و نیز فرموده: ”ما زالَت قُرَیشٌ کاعَةً عَنِّی حَتّی ماتَ عَمِّی أبوطَالِبٍ.“ ـ انتهی موضع حاجت از کلام آقای محمّد قزوینی، رحمة الله علیه.
      أقول: کائع: ترسنده از چیزی و بددل شونده است؛ جمعش: کَاعَة. (منتهی الأرب)»
/ 693