
مطلع انوار ج13
مواعظ رمضان المبارک 1370 هجری قمری
جلد سیزدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، مشتمل بر متنِ مواعظِ مؤلّف در ماه رمضان سال 1370 ه. ق در مسجد قائم طهران میباشد که به اهتمام خود مؤلف به رشتۀ تحریر درآمده است. عمق مباحث مطروحه، شیوایی و روانیِ سخن برای پویندگان معرفت، جاذب و راهگشا میباشد. اهمّ مطالب مندرجه در این مجلّد: • مباحثی مختصر دربارۀ حقیقت دین؛ عدم تحریف قرآن، تحریف کتب مقدّس ادیان؛ عصمت انبیاء و پاسخ به شبهات. • مباحثی درباره عقل و عقلانیت؛ مباحثی درباره فضیلت علم و علماء. • مباحثی در مورد دنیا، مرگ، برزخ و قیامت، معادجسمانی. • مباحثی در مورد انفاق؛ نیت و اخلاص؛ حقیقت توکل و فضیلت آن؛ امر به معروف و نهی از منکر و شرایط آن.
مطلع انوار ج13
76آنها سر زند و آن ابداً ربطی به مقام معصیت دربارۀ مخلوق ندارد. این معصیت، معصیت نفسی خود آنهاست نسبت به خود آنها، درحالیکه ممکن است همان معصیت برای مخلوق حسنه باشد: «حَسَناتُ الأبرارِ سَیِّئاتُ المُقَرَّبِین.»1
چنانچه خود آن ذوات مقدّسه در هر دو حال سخنانی دارند:
در مقام اوّل: «لی مَعَ اللهِ حالاتٌ لا یَسَعُها مَلَکٌ مُقَرَّبٌ»2و3 آن شرافت آنهاست.
در مقام دوّم: «إلَهِی کَیفَ أدعُوکَ و قَد عَصَیتُک.»4
- . رساله سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم، ص 118، تعلیقه 3:
«عبارت ”حسنات الأبرار“ مضمون روایتی نیست؛ گرچه حکمی است صحیح و مطلبی است واقعی و حقیقی. در تفسیر المیزان این عبارت را به مشهور نسبت میدهد؛ لیکن در کشف الخفاء للعجلونی، ج 1، ص 357 این عبارت را به أبیسعید خرّاز که از اکابر صوفیّه (متوفّی 280ه . ق) بوده است نسبت میدهد.» - . رساله لبّ اللباب، ص 37؛ اسرار ملکوت، ج 2، ص 112. بحار الأنوار، ج 79، ص 243: «قال صلّی الله علیه و آله و سلّم: ”لی مع اللهِ وقتٌ لا یَسعنی ملکٌ مقرّبٌ و لا نبیٌّ مرسلٌ.“ ـ الخبر.»
کلمات مکنونة، ص 114، از امام صادق علیه السّلام: «أنّه قال: ”لنا حالاتٌ مع اللهِ هو فیها نحنُ، و نحنُ فیها هو، معذلک هو هو و نحن نحن.“»
ملاّ علی نوری در تعلیقۀ اسفار، ج 2، ص 88: «و فی الکافی: ”لَنا حالاتٌ مَعَ الله نحن هو و هو نحن.“» - . اسرار ملکوت، ج 2، ص 117:
«برای من در وقت حضور در مقام عزّ و جلال حضرت حق، یک موقعیّتی است که هیچ ملکی از ملائکه مقرّب و نه پیامبری از مرسلین، تحمّل آن مقام را نمیتواند بکند.» - . الأمالی للصدوق، ص 357؛ مفتاح الفلاح، ص 311. مطلع انوار، ج 4، ص 34:
«إلهی کَیفَ أدعوکَ و قَد عَصَیتُک، و کَیفَ لا أدعوک و قَد عَرَفتُک؟! حُبُّکَ فی قَلبی و إن کُنتُ عاصیًا. مَدَدتُ إلیک یَدًا بالذّنوب مَملُوَّةً، و عَینًا بِالرَّجاءِ مَمدودَةً. مَولایَ أنتَ عَظیمُ العُظَماءِ و أنا أسیرُ الأُسَراءِ؛ أنا الأسیرُ بِذَنبی المُرتَهَنُ بِجُرمی. إلهی لَئِن طالَبتَنی بِذَنبی لأُطالِبَنَّکَ بِکَرَمِکَ، و لَئِن طالَبتَنی بِجَریرَتی لأُطالِبنَّک بِعَفوِک، و لَئِن أمَرتَ بی إلی النّارِ لأُخبِرَنَّ أهلَها أنّی کُنتُ أقولُ لا إله إلّا اللهُ محمّدٌ رسول الله. اللهُمَّ إنّ الطّاعَةَ تَسُرُّکَ و المَعصیةَ لا تَضُرُّک؛ فَهَب لی ما یَسُرُّکَ و اغفِر لی ما لا یَضُرُّکَ، یا أرحمَ الرّاحمین. [ادامه در صفحه بعد]
- . رساله سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم، ص 118، تعلیقه 3:
