
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
28صورت پذیرد. و در اینصورت میتوان مدّعی شد: مطالب مطروحه در این کتاب که در ضمن فصلها و مجالس مختلفه عرضه میگردد، یا مطابق و یا قریب به مبانی و افکار و ممشای ایشان در شرح مضامین حدیث شریف میباشد.
البتّه ناگفته نماند که سبک نگارش کتاب گرچه با صِرف شرح حدیث عنوان بصری قدری فاصله گرفته است، و مطالبی خارج از محدوده عرفی و تعریف شده اصطلاح تألیف بر آن افزوده شده است، لیکن خواننده محترم آن تناسب مفید و غیر مانع از اندراج مطالب را در آن خواهد یافت و بر مؤلّف ناچیز به واسطه طولانی شدن ابواب خرده نخواهد گرفت. و ظرائف و دقائق مطرح شده در ابواب مختلفه معارف و اخلاق، او را با سبکی نوین در طرح حقایق نورانی مبانی اسلام و تشیّع اصیل و مخّ و مغزای عرفان حقیقی مکتب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام که از چشمهسار علوم و عقائد مکتب وحی بر قلم و زبان و کردار اولیای حقّ و بزرگان دین و عرفای بالله جاری گردیده است، آشنا خواهد نمود.
منابع حدیث عنوان بصری
و امّا عنوان بصری، راوی حدیث، کمتر در کتب شیعه اسمی از او به میان آمده است.
مرحوم سیّد محسن امین عاملی در أعیان الشّیعة، جلد ٤، صفحه ٧٢ از منیة المرید شهید ثانی نقل میکند، و نیز محمّد بن محمّد بن الحسن الحسینی العاملی العیناثی معروف به ابن قاسم در کتاب اثنی عشریّة فی المواعظ العددیّة میگوید: «این حدیث از روایات اهل سنّت از عنوان بصری است.»1
- و لیکن با توجّه به اینکه این حدیث عامّی است، میبینیم که این روایت عالیة المضامین در بسیاری از کتب روایی و اخلاقی و عرفانی، عنایت علمای عظیم الشّأن شیعه را به خود معطوف داشته است؛ حتّی در کتب اصولی و فقهی ما، فقراتی از این حدیث شریف به عنوان مأخذ و دلیل و شاهد مورد استدلال قرار گرفته است و خصوصیّت راوی موجب ضعف إسناد حدیث به امام علیه السّلام نشده، بلکه مورد قبول بزرگان و اعلام شیعه، آن هم با این شمول و گستردگی گردیده است که برای نمونه، بعضی از این مصادر نام برده میشود: [ادامه در صفجه بعد]
- و لیکن با توجّه به اینکه این حدیث عامّی است، میبینیم که این روایت عالیة المضامین در بسیاری از کتب روایی و اخلاقی و عرفانی، عنایت علمای عظیم الشّأن شیعه را به خود معطوف داشته است؛ حتّی در کتب اصولی و فقهی ما، فقراتی از این حدیث شریف به عنوان مأخذ و دلیل و شاهد مورد استدلال قرار گرفته است و خصوصیّت راوی موجب ضعف إسناد حدیث به امام علیه السّلام نشده، بلکه مورد قبول بزرگان و اعلام شیعه، آن هم با این شمول و گستردگی گردیده است که برای نمونه، بعضی از این مصادر نام برده میشود: [ادامه در صفجه بعد]
