اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حیات جاوید

شرحی اجمالی بر وصیت نامه امیر المومنین به امام حسن مجتبی علیهما السلام در حاضرین

65٬727

کتاب ارزشمند «حیات جاوید» شرحی است اجمالی و شیوا از حضرت آیة‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌الله‌سرّه، بر وصیت‌نامۀ مُعجز‌نمایِ حضرت امیرالمؤمنین به فرزند خویش حضرت امام حسن علیهما‌السلام که در بازگشت از جنگ صفّین در منطقۀ حاضرَین بیان فرموده‌اند. وصیت‌نامه‌ای که به تعبیر مرحوم علامه طهرانی با بودن این وصیت‌نامه «دیگر از بیان مکارم اخلاق و آدابْ دم زدن مایۀ شرمندگی است» و به تعبیر مرحوم مؤلف «بجاست که آن‌را آئین‌نامۀ فلاح و رستگاریِ دو سرا نامید»  مرحوم مؤلف در این شرح مختصر، در ضمن عباراتی کوتاه، معانی بلندی از معارف توحیدی و عرفانی و ظرائفی دقیق از مسائل سلوکی و اخلاقی، و حقایقی بکر و کم‌نظیر را به میان آورده و ساحت علم و فضیلت را به تدبّر بر این آموزه‌های برآمده از مکتب وحی فراخوانده است.  اهمّ مطالب مندرج در این کتاب:  • ضررهای سوء استفاده از باورهای دینیِ مردم  • تحریف کلمات معصومین، بی‌حرمتی به ساحت ارزشهای والای انسانی  • منشأ پیدایش توهمات، جهل بشر و تعلّق به امور ظاهری و حسی است  • پرهیز از ورود در مسائل شبهه‌ناک   • برخی از شرایط امر‌به‌معروف و نهی‌از‌منکر   • انسان نباید از ناحیۀ خود تکالیف را کم و زیاد کند  • اشتغال به دنیا، نباید نفس را از توجه به خداوند باز دارد  • ضرورت پرهیز از امور منافی با کرامت انسانی   • بحثی مبسوط پیرامون کیفیت روابط مرد و زن از منظر عقل و شرع، و پاسخ به شبهات مربوطه،  • امیرالمؤمنین صلاح امور اجتماع را در دوری از ارتباط مرد و زن می‌دانند  • نقش پیشرفت چشمگیر ارتباطات در ازهم‌پاشیدگیِ پیوندهای خانوادگی 

سرای جاوید

حیات جاوید

52
  • نمایش درمی‌آورند، و حالت تصنّعی و مجازی خود را به صورت حقیقت و واقعیّت ترسیم می‌کنند؟!

  •  حال که سخن به اینجا رسید، جای آن دارد که قدری راجع به این موضوع بسط سخن دهیم، و پرده از رازی که شاید برای بسیاری از افراد هنوز سر به مُهر مانده است، بگشاییم.

  • حقیقت انسان عبارت است از نفس و روح قدسی او

  •  حقیقت انسان عبارت است از نفس و روح قدسی که از ذات باری تعالی به نفخۀ تکوینی، در قالب مثالی و مادّی تنزّل یافته و مأوا و مسکن گزیده است؛ و به واسطۀ این تنزّل که لازمه‌اش تعلّق به عالم کثرت است، متّصف به صفت شهوت و غضب و انانیّت و خود محوری و تکثّرگرایی خواهد شد. به خلاف ملائکه که در عالم تجرّد، بدون اتّصاف به شهوت و غضب و حبّ کثرات و انانیّت‌ها، به تسبیح و تقدیس و انجام اوامر پروردگار مشغول می‌باشند؛ و لذا صدور گناه و معصیت که ملزوم انانیّت و خود محوری و تکبّر و عناد است، از آنان محال خواهد بود.

  •  ملائکه از جهت خلقت و هویّت خویش به فعلیّت عقلانی رسیده‌اند و هر کدام نسبت به مرتبه تجرّدی خود، از علم لایتناهی حقّ بهره برده‌اند؛ و لذا در طیّ بقاء و حیات خویش از نظر سیر طولی و سعۀ وجودی، چیزی بر آنان افزوده نمی‌شود و مرتبه‌ای از آنان کاسته نمی‌گردد، و به واسطه همین فعلیّت، ارتکاب گناه و عمل مخالف رضای الهی از آنان صادر نمی‌گردد. ﴿بَلۡ عِبَادٞ مُّكۡرَمُونَ * لَا يَسۡبِقُونَهُۥ بِٱلۡقَوۡلِ وَهُم بِأَمۡرِهِۦ يَعۡمَلُونَ﴾ ‌1.‌2

  • جهات افتراق انسان از ملائکه در مبدأ و منتهای خلقت

  •  و امّا انسان از دو جهت با ملائکه تفاوت دارد. اوّل: تفاوت در مبدأ؛ دوّم: تفاوت در منتهی.

  •  

    1. سوره الأنبیاء (٢١) ذیل آیه ٢٦ و آیه ٢٧.
    2. «بلکه [فرشتگان] بندگانی ارجمندند * که در سخن بر او پیشی نمی‌گیرند، و خود به دستور او کار می‌کنند.»
/