اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

عنوان بصری ج۱

52٬524
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «عنوان بصری» حاصل مجالس حضرت آیت‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» می‌باشد که طی سالیانی متمادی برای رفقا و شاگردان سلوکی و پویندگان مکتبِ عرفان و توحید ایراد فرموده‌اند، که همراه با ویرایش به زیور طبع آراسته شده است. تبیین ظرائف ژرفِ تربیتی و سلوکی با بیانی روان و شیوا، همراه با ذکر مصادیق، امثله و حکایات متنوّع از شاخصه‌های این کتاب شریف بوده که در نوع خود بی‌نظیر می‌باشد. مجلد اول از این مجموعه در موضوع «ولایت و هدایت» و تبیینِ «حقیقت هدایت باطنی» و «کیفیت دستگیری اولیای‌الهی» و «چگونگی سیر سالک در صورت نبود استاد کامل» به ساحت علم و فضیلت تقدیم می‌گردد. اهم مطالب مندرج در این مجلد: • اهمیّت حدیث عنوان بصری در سلوک راه خدا • هدایت و دستگیری امام، ملکوتی است و خارج از زمان و مکان • ولایت یعنی احاطۀ عِلّی و واقعی بر همۀ مقدّرات و نفوس • سالک باید خود را با قضا و قدر الهی تطبیق دهد • در هیچ زمانی راه رسیدن به خدا مسدود نیست • آیا هدایت پروردگار منوط به ارتباط ظاهری با امام است؟ • یکی‌بودن هدایت‌گریِ امام در ظهور و غیبت • بی‌فایده‌بودن قُرِب ظاهری با با ولیّ‌ خدا، در صورت عدم اتصال باطنی • شرط سلوکْ خلوص و تسلیم است، نه حضور امام و ولیّ • سالک باید مثل کسی باشد که شب امتحانش را می‌گذراند • گاهی صلاحِ سالک، در عدمِ وصول به ولیّ خداست • بعضی‌ها راه نرفته سالک‌اند! • شمّه‌ای از اسرار توحیدی و عرفانی در روز عاشورا

سرای جاوید

عنوان بصری ج۱

95
  • را در راه راست قرار می‌دهد.» من‌باب مثال به ذهن او می‌اندازد که امروز برای زیارت به جائی برود، و اتفاقاً با این شخص برخورد می‌کند و سلام و احوال‌پرسی نموده و او را راهنمائی می‌نماید؛ این همان مأمور خداست که مسیر این شخص را برمی‌گرداند و عوض می‌کند.

  • و علاوه بر اینکه این مؤمن را به سوی او می‌فرستد کار دیگری هم می‌کند و آن اینکه: «و یوفِّقُه الله للقبولِ منه؛1 او را به پذیرش سخن این مؤمن موفّق می‌نماید و به سخنانش گوش می‌دهد و از گفتار او سرپیچی نمی‌کند.»

  • زنده شدن کبوتر مرده، به دست ولیّ خدا و دستگیری مردی از أعیان همدان

  • مرحوم آقای انصاری ـ رضوان الله علیه ‌ـ می‌فرمودند: یکی از أعیان همدان، با طائفۀ گنابادی‌ها خیلی رفت و آمد داشت و رفیق بود‌، و خلاصه متأثّر از آنها بود. تا اینکه از آنها کارهائی خلاف شرع می‌بیند که وجدان‌ و منطق و عقلش نمی‌توانست قبول کند؛ زیرا خلاف از‌ هر کسی باشد، خلاف است، و عمل خلاف را خداوند متعال امضاء‌ نمی‌کند.

  • و چون خیال می‌کند که راه و حرکت به سوی خدا فقط منحصر در این طائفه است ـ چنان‌که اینها ادّعا داشتند ـ لذا به طور کلّی از مکتب عرفان و تمام این جریانات و مطالب، بری و بیزار و دلسرد می‌شود، و راه خدا را بسته می‌بیند و به طور کلی همه چیز را انکار می‌کند. و هر کسی هم که با او صحبت می‌کرد، دیگر نتیجه‌ای نداشت و می‌گفت: همه اینها کلاهبرداری و سر مردم کلاه گذاشتن و ‌گول زدن است‌، و حتّی آنچه از ائمّه علیهم السّلام نقل شده است شاید گزاف‌گوئی باشد و مطالب جزئی نقل شده در اثر مرور زمان در بین مریدان و تابعان آنها بزرگ شده و ورم کرده و حال مردم برای آنان معجزات و کرامات نقل می‌کنند.

  • تا اینکه روزی در سفر به عتبات قریب یک ساعت به غروب از مسجد کوفه 

    1. الإحتجاج، ج ٢، ص ٤٥٨؛ بحار الأنوار، ج ٢، ص ٨٨.
/