
امام شناسی ج6
جلد ششم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش اول از موضوع غدیر»، «کیفیت حجة الوداع» و «اثبات بنای اسلام بر سال و ماه قمری» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • میزان و محور حقّ، علیّ علیه السلام است • بیان مبسوط جریان آخرین حجّ رسول خدا در تمهید واقعۀ غدیر خمّ • بحث مفصّل تفسیری، روائی، فقهی و تاریخی دربارۀ بناء اسلام بر سال و ماه قمری • دست استعمار در احیای آداب و رسوم ملّی و تغییر تاریخ مسلمین، و اماتۀ آداب و رسوم دینی • تقویم قمری از ضروریّات اسلام است و ضمیمه نمودن تاریخ شمسی به آن نیز صحیح نمیباشد • تغییر تاریخ قمری به شمسی، موجب نسخ اسلام و برقراریِ متد غرب و غربگرائی است • یکی از أرکان مهمّ وحدت اسلامی، اتّحاد تاریخ است • فوائد سال قمری و ضررهای سال شمسی • گزارش مستند و تحلیل عملکرد مجلس شورای ملّيِ استعماري در تغيير تاريخ هجريّ قمري به شمسي
امام شناسی ج6
14در جزء اول از کتاب «فردوس» از امیرالمؤمنین علیه السّلام روایت کرده است که:
قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم: رَحِمَ اللَهُ عَلیّاً، اَللَّهُمَّ أدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَیْثُ دَارَ.1
«فرمود: رسول اللَه صلّى اللَه علیه و آله فرمود: خداى رحمت کند على را، خداوندا بگردان حقّ را با على هر جا که على بگردد».
موفّق بن أحمد خوارزمى پس از آنکه با سلسله سند متّصل خود از أبُوالحبَّاب تَیْمِی از پدرش از على علیه السّلام این حدیث را روایت مىکند، مىگوید: این حدیث را ابو عیسى ترمذى در «جامع» خود آورده است.2
و إبراهیم حمّوئى مىگوید که: عزّ الدین أحمد بن إبراهیم به من نوشت که: أبو طالب عبد الرّحمن هاشمى نقیب عبّاسیّین در واسط با سلسله سند متّصل خود براى من روایت کرد از اعمش از عَلْقَمَة و أسود که آن دو نفر گفتند: ما به نزد أبو ایّوب انصارى آمدیم و به او گفتیم: اى أبو أیّوب! خداوند تبارک و تعالى پیغمبرش را گرامى داشت، و از فضل خدا که بر پیامبرش ارزانى داشت، در اثر صحبت، چیزهائى را به تو مرحمت کرده است که بدین وسیله داراى فضیلت و شرافت شدهاى!
تو ما را با خبر کن که چگونه با على علیه السّلام خروج کردى و با گویندگان لاَ إلَهَ إلاَّ اللهُ به جنگ پرداختى!
أبو أیّوب در پاسخ گفت: براى شما دو نفر به خدا سوگند مىخورم که رسول خدا در همین اطاقى که فعلا شما در آن با من هستید بود، و غیر از رسول خدا هیچ کس نبود، جز على که در طرف راست رسول خدا نشسته بود، و من در طرف چپ او نشسته بودم، و أنس ایستاده بود، که ناگهان صداى در به گوش رسید.
رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله فرمود: در را براى عمّار ـ آن مرد پاک و پاکیزه شده ـ باز
کن! در را باز کردند، و عمّار داخل شد، و بر رسول اللَه صلّى اللَه علیه و آله سلام کرد، رسول خدا به عمّار خوش آمد گفتند. و سپس به او فرمودند: بعد از من بزودى در میان امّت من حوادث سخت و ناگوارى پدید خواهد آمد، تا به جایى که بر روى یکدیگر شمشیر بکشند، و بعضى بعضى دیگر را بکشند.
- «غایة المرام» مقصد دوّم ص ٥٣٩ حدیث پنجم.
- حدیث هفتم.
