اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج6

0
اعتقادات

جلد ششم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش اول از موضوع غدیر»، «کیفیت حجة الوداع» و «اثبات بنای اسلام بر سال و ماه قمری» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • میزان و محور حقّ، علیّ علیه السلام است  • بیان مبسوط جریان آخرین حجّ رسول خدا در تمهید واقعۀ غدیر خمّ  •  بحث مفصّل تفسیری، روائی، فقهی و تاریخی دربارۀ بناء اسلام بر سال و ماه قمری   •  دست استعمار در احیای ‌آداب و رسوم ملّی و تغییر تاریخ مسلمین، و اماتۀ آداب و رسوم دینی  • تقویم قمری از ضروریّات اسلام است و ضمیمه نمودن تاریخ شمسی به آن نیز صحیح نمی‌باشد  • تغییر تاریخ قمری به شمسی، موجب نسخ اسلام و برقراریِ متد غرب و غرب‌گرائی است  • یکی از أرکان مهمّ وحدت اسلامی، اتّحاد تاریخ است  • فوائد سال قمری و ضررهای سال شمسی  • گزارش مستند و تحلیل عملکرد مجلس شورای ملّيِ استعماري در تغيير تاريخ هجريّ قمري به شمسي

نسخه عربی

امام شناسی ج6

16
  • صلة بن زفر مى‌گوید: «چون رحلت حذیفه نزدیک شد، در همان لحظات آخر که مى‌خواست جان تسلیم کند، و پارچه سراسرى به روى او کشیدند، من سر خود را در زیر پارچه بردم و به حذیفه گفتم: این فتنه واقع شد، حال تو مرا به چه أمر مى‌کنى؟! 

  • حذیفه گفت: چون از دفن کردن من فارغ شدى! بر مرکبت سوار شو و با سرعت خود را به على برسان و به او ملحق شو! زیرا که او بر حقّ است، و حقّ از او مفارقت نمى‌کند»!

  • و نیز ابن بابویه با سند متّصل روایت مى‌کند از شدّاد بن أوس که مى‌گفت: چون جنگ جمل بر پا شد، من نه بر له على بودم و نه بر علیه او، و تا هنگامى که روز به نیمه رسید، من دست از قتال برداشته و متوقّف بودم، و چون نزدیک شد که شب فرا رسد، خداوند در دل من انداخت که به على بپیوندم و بر له او جنگ کنم، و على هذا به او پیوستم و جنگ کردم تا به جائى که کار منتهى شد به همان‌جا که منتهى شد، و پس از آن به مدینه آمدم و بر أمّ سلمه وارد شدم.

  • امّ سلمه به من گفت: از کجا مى‌آئى؟! گفتم: از بصره!

  • أمّ سلمه گفت: با کدامیک از دو گروه بوده‌اى؟!

  • گفتم: اى أمّ المؤمنین! من تا نیمه روز از جنگ کردن توقّف داشتم! و خداوند در دل من انداخت که به نفع على جنگ کنم!

  • امّ سلمه گفت: کار خوبى کردى! چون من از رسول خدا شنیدم که مى‌گفت: مَنْ حَارَبَ عَلِیّاً فَقَدْ حَارَبَنِی؛ وَ مَنْ حَارَبَنِی فَقَدْ حَارَبَ اللهَ.

  • «هر کس با على جنگ کند، با من جنگیده است، و هر کس با من جنگ کند، با خدا جنگیده است».

  • من گفتم: أفَتَرِینَ أنَّ الْحَقَّ مَعَ عَلِیٍّ؟!

  • آیا نظر تو اینست که حقّ با على است؟!