اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج6

0
اعتقادات

جلد ششم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش اول از موضوع غدیر»، «کیفیت حجة الوداع» و «اثبات بنای اسلام بر سال و ماه قمری» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • میزان و محور حقّ، علیّ علیه السلام است  • بیان مبسوط جریان آخرین حجّ رسول خدا در تمهید واقعۀ غدیر خمّ  •  بحث مفصّل تفسیری، روائی، فقهی و تاریخی دربارۀ بناء اسلام بر سال و ماه قمری   •  دست استعمار در احیای ‌آداب و رسوم ملّی و تغییر تاریخ مسلمین، و اماتۀ آداب و رسوم دینی  • تقویم قمری از ضروریّات اسلام است و ضمیمه نمودن تاریخ شمسی به آن نیز صحیح نمی‌باشد  • تغییر تاریخ قمری به شمسی، موجب نسخ اسلام و برقراریِ متد غرب و غرب‌گرائی است  • یکی از أرکان مهمّ وحدت اسلامی، اتّحاد تاریخ است  • فوائد سال قمری و ضررهای سال شمسی  • گزارش مستند و تحلیل عملکرد مجلس شورای ملّيِ استعماري در تغيير تاريخ هجريّ قمري به شمسي

امام شناسی ج6

35
  • کیفیَّت إحرام رسول خدا صلَّى اللَه علیه و آله و سلَّم‌

  • و لیکن رسول خدا با خود هدى آوردند، و آن عبارت بود از یکصد شتر، و یا شصت و شش نفر، و یا شصت و چهار نفر، و یا شصت و سه نفر، که با هدیى که امیرالمؤمنین علیه السّلام از جانب یمن آوردند، و مقدار آن سى و أندى بود، مجموعا به یکصد نفر بالغ شد.

  • از این شترهائى که رسول اللَه با خود آورده بودند یکى را به دست مبارک خود در ذو الحلیفه إشعار و تقلید کردند1، و بقیّه را دستور دادند که إشعار و تقلید کنند و عقد حجّ رسول اللَه که حجّ قران بود به إشعار و تقلید شد. آنگاه بر روى ناقه قصواى خود سوار شده، و به راه افتادند، و همین که ناقه در حرکت افتاد و حضرت به بیابان رسیدند، صدا به تلبیه بلند کردند2:

  •  لَبَّیْکَ! اَللَّهُمَّ لَبَّیْکَ! لَبَّیْکَ لاَ شَرِیکَ لَکَ لَبَّیْکَ! إنَّ الْحَمْدَ وَالنِّعْمَةَ لَکَ وَ الْمُلْکَ! لاَ شَرِیکَ لَکَ!3

  • آرى! آرى! اجابت کردم دعوت تو را دو بار، إجَابَةً بَعْدَ إجَابَةٍ! اى پروردگار من! اجابت کردم بعد از اجابت! اجابت کردم بعد از اجابت! هیچ گونه شریک و انبازى براى تو نیست! اجابت کردم بعد از اجابت! و حقّا که تمام مراتب و درجات حمد و سپاس و نعمت و سلطنت، اختصاص به تو دارد! شریک و انبازى براى تو نیست!

  • بارى در ذو الحلیفه أسماء بنت عمیس‌4 که در آن‌وقت در حباله نکاح ابوبکر

  • بود مُحَمَّدبن اَبِی بَکر را زائید.5 أسماء به رسول اللَه پیغام داد که چه کنم و تکلیف من با احرام چیست؟! 

    1. إشعار عبارت است از آنکه صفحه راست کوهان شترى را که به عنوان هدى و قربانى خود به مکّه مى‌برند، خون‌آلود نموده، بطورى که خون بر صفحه آن کوهان جارى شود. و تقلید عبارت است از آنکه یک جفت کفشى را که آن شخص در آن نماز خوانده است، به هم گره زده و در گردن آن شتر و یا گاو و یا گوسفند آویزان کنند.
    2. «البدایة و النهایة» ج ٥، ص ١١٧ و ص ١٢٠.
    3. «فروع کافى» طبع حیدرى، ج ٤ ص ٢٥٠، و «سیره حلبیّه» ج ٣ ص ٢٩٢، و «روضة الصّفا»، ج ٢.
    4. اسماء بنت عمیس خثعمیّة از زنان بزرگوار و مکرّم اسلام است. خواهر مادرى میمونة زن رسول اللَه است، در سنه دوم از هجرت با جعفر بن أبی طالب علیه السّلام ازدواج کرد، و در هجرت حبشه از او سه فرزند: عبد الله، و عون و محمّد را آورد، و در سنه هفتم از هجرت با حضرت جعفر به مدینه بازگشت. در سنه هشتم شوهرش جعفر در جنگ موته شهید شد، و ابو بکر او را تزویج کرد و از او محمّد را زائید، و پس از ابو بکر حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام او را به حباله نکاح خویش درآوردند و از آن حضرت یحیى را آورد (ابن عبد البرّ در «استیعاب» ج ٤ ص ١٧٨٥). و نیز در «استیعاب» در ضمن ترجمه احوال فاطمة بنت رسول اللَه علیهما السّلام در ج ٤ ص ١٨٩٧ آورده است که: حضرت فاطمه سلام اللَه علیها به أسماء وصیّت کردند که چون من از دنیا رفتم، تو با على مرا غسل دهید! و کسى دیگر را راه مده! چون آن حضرت رحلت کردند، عائشه آمد و خواست وارد شود، أسماء گفت: داخل مشو! عائشه شکایت به نزد ابو بکر برد و گفت: این زن خثعمیّه مانع مى‌شود که ما در تجهیز دختر رسول خدا دخالت کنیم. أبو بکر آمد، و در خانه ایستاد و گفت: اى اسماء! چرا نمى‌گذارى زن‌هاى رسول خدا بر دختر رسول خدا داخل شوند؟! اسماء گفت: فاطمه وصیّت کرده، و مرا أمر نموده که کسى را بر جنازه او وارد نکنم! ابو بکر بازگشت و گفت: طبق أمر او رفتار کن! و در این حال على علیه السّلام و اسماء به تنهایى جنازه دختر رسول اللَه را غسل دادند.
    5. در «بحار الأنوار» طبع کمپانى ج ٦ ص ٦٦٢ در این باره ٢ روایت از «کافى» حکایت مى‌کند. و نیز در ص ٦٦٥ از «إعلام الورى».