در کتاب «اربعین در فرهنگ شیعه» اثر گرانسنگ حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، با استفاده از منابع تاريخى و روايى و تمسّك به سيره حضرات معصومين عليهمالسّلام، به اثبات رسیده است که اربعین از مختصّات حضرت سیدالشهداء علیه السلام بوده و علیرغم تأکیداتِ بسیار بر اقامۀ مجالس ذکر، هیچ اثری از اقامۀ مجلس اربعین براى ساير معصومین علیهم السلام در طول تاریخ به چشم نمىخورد. از اینرو اربعين گرفتن براى اموات به هر صورت، مورد امضایِ شارع نبوده و بدعت و محرّم است. اهمّ مطالب مندرجه در این اثر: • حقیقت معنای «شعار» در مکتب تشیع • ولایت و امامت، محور اصلی در مکتب تشیع • تعدّی از حدود ولایت، منافی با تعبّد و منجر به بدعت است. • قیام سیدالشهداء علیه السلام حیاتیترین شاخص حق و باطل • ارزش تاریخ عاشورا به حضور یک امام معصوم است؛ نه یک فرد عادی • غلط بودن مراسم «هفتم» و «چهلم» و «سال» برای اموات، بر اساس مبانی شریعت • زیارت اربعین، علامتِ ایمان و شعارِ شیعه
اربعین در فرهنگ شیعه
44«هر بندهای که در مدّت چهل روز ایمانش را برای خدای متعال پاک و خالص گرداند (و یا اینکه فرمود: ذکر خدا را در عرض چهل روز بهنحو شایسته و سزاوارِ عبودیّت بهپا دارد)، مسلّماً خدای تعالی او را نسبت به دنیا بیرغبت نماید، و نسبت به دردها و درمانهای روحیاش آگاهی دهد، و حکمت و صواب و راه صحیح و متقن را در دل او استقرار بخشد، و زبانش را به حکمت و گفتار صواب گویا گرداند.»
و نیز از کتب عامّه در إحیاء العلوم گوید:
قال رسولُ اللهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم: «ما مِن عبدٍ یُخلِصُ لِلَّهِ العَمَلَ أربعین یَومًا إلّا ظَهَرَتْ یَنابیعُ الحِکمةِ مِن قلبِه علیٰ لِسانِه».1
«رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: ”هیچ بندهای نیست که عملش را به مدّت چهل روز صرفاً برای خدا انجام دهد مگر اینکه نتیجهاش ظهور و بروز چشمههای حکمت از قلب بر زبانش خواهد بود.»
و مانند این روایت با مختصر تغییری در الفاظ، در دیگر کتب عامّه نیز وارد شده است.2 و بر این اساس، بزرگان علم اخلاق و مربّیان نفوس، یکی از شرایط بسیار مهم و اساسی حرکت و سیر إلی الله را پرداختن به اربعینیّات در طیّ سلوک میدانند، و هیچ سالکی را گریز و
- إحیاء علوم الدّین، ج ١٤، ص ١٧٩.
- تهذیب الأسرار فی أصول التصوّف، ص ١٦١؛ حلیة الأولیاء و طبقات الأصفیاء، ج ١٠، ص ٧١:
«و قال النّبی صلّی الله علیه و آله و سلّم: ”ما مِن عبدٍ یُخلِصُ العبادةَ لِله عزّوجلّ أربعین یومًا، إلّا ظَهَرَتْ یَنابیعُ الحِکمةِ مِن قلبِه علیٰ لِسانِه.“»

