اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حریم قدس

مقاله‌ای در سیر و سلوک الی الله

40٬513

کتاب ارزشمند «حریم‌ قدس» که مقدمه‌ای است بر ترجمۀ فرانسویِ رسالۀ شریف «لب‌اللباب در سیرو‌سلوک اولی‌الألباب»، توسط حضرت آیت‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه به رشتۀ تحریر درآمده است. این مقدمه با توجه به اهمیت موضوعِ «عرفان و سیر و سلوک» و «ورودِ اوهام و تخیلات در شناخت این حقیقت»، و «تضارب آراء و مکاتب» و «چه‌بسا وقوع انحراف» توسط مؤلف به ساحت علم و فضیلت تقدیم شده است. مهم‌ترین مباحث مندرج در این اثر: • ملاک حقانیّتِ یک شریعت • تحلیل مسئله وحدت ادیان • ضرورت تمسک به شریعت اسلام • جایگاه معنویت و عرفان در فرهنگ امروزی • مصیبت‌های عصر تکنولوژی • تحریف اصطلاح عرفان و معرفت در فرهنگ عامیانه امروزی • اعتبار تعقّل در شریعت اسلام • استشهاد به آیات و روایات در تبعیت از عقلِ منوّر • اشکالات وارد بر مکتب تفکیک و مخالفان فلسفه و عرفان اسلامی از منظر کلی • پاسخ به شبهات وارد بر حکمت اسلامی از منظر کلی • حجیت و کیفیت دلالت مشاهدات قلبیه و مکاشفات توحیدیه • علت فلسفه‌زدگی و عرفان‌زدگیِ عدّه‌ای از مشتغلین به علوم دینی • حصول مراتب بلند عرفانی بر پایۀ تهذیب نفس و تجرد روح • پیدا شدن عده‌ای مکّار و دنیاپرست در عرصۀ عرفان و تصوف • لزوم تمسّک به طریق عرفان و تبعیّت از استاد کامل • وصول به حاقّ ذات احدیّت و فناء در ذات، غایت سیر و سلوک الی اللَه • ویژگی‌ها و امتیازات رساله «لب‌اللباب در سیرو‌سلوک اولی‌الألباب»

سرای جاوید

حریم قدس

107
  • کلُّ شَیءٍ قالَهُ غیرُ المُفیق       ***       إن تَکَلَّف أو تَصَلَّف لا یَلیق
  • هرچه می‌گوید، موافق چون نبود *** چون تکلّف، نیک نالایق نمود
  • خود ثنا گفتن زِ من ترک ثنا است *** کاین دلیل هستی و هستی خطاست
  • شرح این هجران و این خون جگر *** این زمان بگذار تا وقت دگر
  • چون حضرت استاد از این عالم به عالم خلود رحلت فرمود، و این حقیر با عنوان مهر تابان یادنامه‌ای برایشان نوشتم، با خود گمان می‌کردم تا اندازه‌ای توانسته‌ام‌ ایشان را معرّفی کرده باشم، و به عاشقان کوی حبیب و مشتاقان لقای جمال حضرت سرمدی ارائۀ طریقی نموده باشم؛ اینک که گهگاهی همان نوشتۀ خود را نگاهی می‌کنم، می‌گویم: هیهات، هیهات أن أظُنَّ أن أصِلَ إلی فهمِ مَغزیٰ معنویّتک، أو أقدِر علیٰ أن أتفوَّه بکمالِ روحانیّتک؛ فیرجِع فهمی کلیلًا، و عینی خائبًا و حسیرًا، و لسانی خارسًا و ثقیلًا!

  • عنقا شکار کس نشود دام بازگیر *** کانجا همیشه باد به دست است دام را
  • * * *

  •  

    1. منتخبی است از اشعار مولانا مولوی در مجلّد اوّل، ص ٤ از مثنوی، [طبع] میرزا محمود وزیری؛ طبع میرخانی، ج ١، ص ٤، با قدری اختلاف.
    2. دیوان حافظ، غزل ٧.
/ 15