کتاب ارزشمند «حریم قدس» که مقدمهای است بر ترجمۀ فرانسویِ رسالۀ شریف «لباللباب در سیروسلوک اولیالألباب»، توسط حضرت آیتاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه به رشتۀ تحریر درآمده است. این مقدمه با توجه به اهمیت موضوعِ «عرفان و سیر و سلوک» و «ورودِ اوهام و تخیلات در شناخت این حقیقت»، و «تضارب آراء و مکاتب» و «چهبسا وقوع انحراف» توسط مؤلف به ساحت علم و فضیلت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این اثر: • ملاک حقانیّتِ یک شریعت • تحلیل مسئله وحدت ادیان • ضرورت تمسک به شریعت اسلام • جایگاه معنویت و عرفان در فرهنگ امروزی • مصیبتهای عصر تکنولوژی • تحریف اصطلاح عرفان و معرفت در فرهنگ عامیانه امروزی • اعتبار تعقّل در شریعت اسلام • استشهاد به آیات و روایات در تبعیت از عقلِ منوّر • اشکالات وارد بر مکتب تفکیک و مخالفان فلسفه و عرفان اسلامی از منظر کلی • پاسخ به شبهات وارد بر حکمت اسلامی از منظر کلی • حجیت و کیفیت دلالت مشاهدات قلبیه و مکاشفات توحیدیه • علت فلسفهزدگی و عرفانزدگیِ عدّهای از مشتغلین به علوم دینی • حصول مراتب بلند عرفانی بر پایۀ تهذیب نفس و تجرد روح • پیدا شدن عدهای مکّار و دنیاپرست در عرصۀ عرفان و تصوف • لزوم تمسّک به طریق عرفان و تبعیّت از استاد کامل • وصول به حاقّ ذات احدیّت و فناء در ذات، غایت سیر و سلوک الی اللَه • ویژگیها و امتیازات رساله «لباللباب در سیروسلوک اولیالألباب»
حریم قدس
33امروزه انسان از خود سؤال میکند: این ترقّی و تکامل تکنولوژی چه دستاوردی جهت اصلاح نفس و تزکیۀ روح و تحصیل آرامش برای او به ارمغان آورده است؟ آیا تمدّن امروز تحوّلی در نگرش انسان به ارزشهای معنوی و معیارهای روابط اجتماعی ایجاد نموده است؟ آیا صعود بشر به قلل رفیعۀ علوم و فنون دنیوی موجب تکامل قوای عاقله و حاکمیّت فطرت و وجدان او در امور شخصی و اجتماعی او شده است؟ و آیا قضاوت او دربارۀ انحطاط اخلاقی و بربریّت قرون وسطیٰ و قتل نفوس أبریاء و بیگناهان و هتک نوامیس در سایۀ زر و زور و تزویر، به همان زمان خاتمه یافته است؟ یا اینکه با کمال شرمندگی و هزار بار تأسّف باید قضاوت خود را نسبت به فجایع و مصیبتهای عصر تکنولوژی و توحّش حیوانی و مسخ روح و نفس انسانی و وصول به نهایت درجۀ شقاوت و قساوت از سر گیرد، و به روان ظلمانی و کثیف ظالمان تاریخ گذشته درود بفرستد!
حال باید سؤال نمود که ریشۀ مسئله در کجاست؟ و چرا تکامل بشر در این فنون، دردی از مشکلات روحی و ناهنجاریهای نفسانی و تعدّیات او را دوا ننموده است؟ و پیوسته در منجلاب انانیّتها و استبداد دست و پا میزند، و در باتلاق شهوات و انحرافات بیشتر فرو میرود؟ و چرا اینگونه است که با ظهور هر اکتشاف و بروز هر اختراع بهجای توجّه به اصول متعالی بشری و استفاده عقلانی، آن را به خدمت خودکامگیها و مفاسد اخلاقی و تعدّیات خود میگیرد؟
پاسخ این مسئله این است:
وجود انسان آمیختهای است از صفات و ملکات و غرائز فطری و روحانی از یک طرف، و از طرف دیگر غرائز شهوانی و هواهای نفسانی،

