کتاب ارزشمند «حریم قدس» که مقدمهای است بر ترجمۀ فرانسویِ رسالۀ شریف «لباللباب در سیروسلوک اولیالألباب»، توسط حضرت آیتاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه به رشتۀ تحریر درآمده است. این مقدمه با توجه به اهمیت موضوعِ «عرفان و سیر و سلوک» و «ورودِ اوهام و تخیلات در شناخت این حقیقت»، و «تضارب آراء و مکاتب» و «چهبسا وقوع انحراف» توسط مؤلف به ساحت علم و فضیلت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این اثر: • ملاک حقانیّتِ یک شریعت • تحلیل مسئله وحدت ادیان • ضرورت تمسک به شریعت اسلام • جایگاه معنویت و عرفان در فرهنگ امروزی • مصیبتهای عصر تکنولوژی • تحریف اصطلاح عرفان و معرفت در فرهنگ عامیانه امروزی • اعتبار تعقّل در شریعت اسلام • استشهاد به آیات و روایات در تبعیت از عقلِ منوّر • اشکالات وارد بر مکتب تفکیک و مخالفان فلسفه و عرفان اسلامی از منظر کلی • پاسخ به شبهات وارد بر حکمت اسلامی از منظر کلی • حجیت و کیفیت دلالت مشاهدات قلبیه و مکاشفات توحیدیه • علت فلسفهزدگی و عرفانزدگیِ عدّهای از مشتغلین به علوم دینی • حصول مراتب بلند عرفانی بر پایۀ تهذیب نفس و تجرد روح • پیدا شدن عدهای مکّار و دنیاپرست در عرصۀ عرفان و تصوف • لزوم تمسّک به طریق عرفان و تبعیّت از استاد کامل • وصول به حاقّ ذات احدیّت و فناء در ذات، غایت سیر و سلوک الی اللَه • ویژگیها و امتیازات رساله «لباللباب در سیروسلوک اولیالألباب»
حریم قدس
58الانکشافِ مِن البرهان، بل کلّ ما علِمتهُ من قبلُ بالبرهان، عاینته مع زوائدَ بالشّهودِ و العیانِ من الأسرار الإلهیة و الحقائق الرَّبانیة و الودائع اللّاهوتیةِ و الخبایا الصّمدانیةِ، فَاسْتروَح العقلُ من أنوارِ الحقّ بکرةً و عشیًّا، و قَرُبَ بها منه و خَلُصَ إلیه نجیًّا... .1
مرحوم صدرالمتألّهین پس از بیان شمّهای از ستمها و نارواییهایی که بسیاری از بیخردان و جهّال نسبت به ساحت مقدّس علم و معرفت و حکمت اسلامی و حکمای عظیم الشّأن روا داشتهاند، و هم او نیز از این رهگذر بینصیب نبوده است، به کیفیّت سلوک خود با مردم عوام و عالمان نادان، و دستاورد ریاضات و توسّلات و مراقبههای عرفانی و استفاده از مبانی رشیق فلسفی میپردازد و میگوید:
«من در این مورد به سیّد و مولا و معتمد خویش تأسّی نمودم، آن کسی که اوّل از ائمّه و اوصیای پیامبر اکرم، و پدر امامان و شاهدان بر اعمال و رفتار خلق و اولیای الهی میباشد، کسی که قسمتکنندۀ بهشت و دوزخ است، و در میان مردم با تقیّه و مدارای با اشرار و زشتخویان روزگار میگذرانید، و خلافت را بهواسطۀ اندکی یاران و پیروانش رها نمود، دنیا را به اهل دنیا سپرد و آن را برای همیشه طلاق داد، و عالم آخرت را بر زندگانی دنیا ترجیح داد؛ او مولا و صاحب اختیار و ارادۀ هر کسی است که رسول خدا مولا و صاحب اختیار او است، او برادر و پسر عموی رسول خدا و شریک او در همۀ مواهب الهیّه و فیوضات ربّانیّه بوده است:
”مردّد ماندم که با این قوم نادان و عالمان ظاهربین و اهل دنیا و
- الحکمة المتعالیّة فی الأسفار العقلیّة الأربعة، ج ١، ص ٧.

