کتاب ارزشمند «حریم قدس» که مقدمهای است بر ترجمۀ فرانسویِ رسالۀ شریف «لباللباب در سیروسلوک اولیالألباب»، توسط حضرت آیتاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه به رشتۀ تحریر درآمده است. این مقدمه با توجه به اهمیت موضوعِ «عرفان و سیر و سلوک» و «ورودِ اوهام و تخیلات در شناخت این حقیقت»، و «تضارب آراء و مکاتب» و «چهبسا وقوع انحراف» توسط مؤلف به ساحت علم و فضیلت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این اثر: • ملاک حقانیّتِ یک شریعت • تحلیل مسئله وحدت ادیان • ضرورت تمسک به شریعت اسلام • جایگاه معنویت و عرفان در فرهنگ امروزی • مصیبتهای عصر تکنولوژی • تحریف اصطلاح عرفان و معرفت در فرهنگ عامیانه امروزی • اعتبار تعقّل در شریعت اسلام • استشهاد به آیات و روایات در تبعیت از عقلِ منوّر • اشکالات وارد بر مکتب تفکیک و مخالفان فلسفه و عرفان اسلامی از منظر کلی • پاسخ به شبهات وارد بر حکمت اسلامی از منظر کلی • حجیت و کیفیت دلالت مشاهدات قلبیه و مکاشفات توحیدیه • علت فلسفهزدگی و عرفانزدگیِ عدّهای از مشتغلین به علوم دینی • حصول مراتب بلند عرفانی بر پایۀ تهذیب نفس و تجرد روح • پیدا شدن عدهای مکّار و دنیاپرست در عرصۀ عرفان و تصوف • لزوم تمسّک به طریق عرفان و تبعیّت از استاد کامل • وصول به حاقّ ذات احدیّت و فناء در ذات، غایت سیر و سلوک الی اللَه • ویژگیها و امتیازات رساله «لباللباب در سیروسلوک اولیالألباب»
حریم قدس
82ذات اقدس حق و فناءِ بالله و بقاءِ بالله باشد، اطلاق عارف و صوفی و درویش به فرد واجد آن، اطلاقی حقیقی و واقعی است؛ و اگر منظور صرفاً احتفاظ بر برخی از اصطلاحات و انجام پارهای از اوراد و تظاهر به زهد و گوشهگیری و ایراد بر علما و بزرگان از صلحای شریعت باشد، باز بر فرد منحرف و متظاهر به این امور، هر سه عنوان اطلاق میشود.
اطلاق صوفی به مرحوم آخوند ملاّ حسینقلی همدانی و مرحوم انصاری همدانی
نقل میکنند: عدّهای از معمّمین اهل ظاهر، نسبت به مرحوم آیة الله عارف کامل و مربّی اخلاق، استاد الکلّ، آخوند ملاّ حسینقلی همدانی، نسبتهای ناروا و زشتی روا داشتند و در صدد ایذاءِ ایشان برآمدند، و در نامهای به مرحوم شربیانی ـ مرجع تقلید وقت ـ او را به عنوان صوفی خطاب نمودند. مرحوم شربیانی در پاسخ آنان فرمود:
اگر صوفی آن است که شخصیّتی مثل آخوند مصداق آن است، ای کاش خدای متعال مرا نیز از جملۀ صوفیّه قرار میداد!1
و نیز پس از فوت مرحوم آیة الله، عارف واصل، شیخ محمّدجواد انصاری همدانی، عدّهای ایشان را به عنوان صوفی در مجالس و محافل معرّفی مینموده، و با تهمتها و نسبتهای وقیحْ در صدد کوبیدن و تدمیر شخصیّت علمی و روحانی این ولیّ الهی برآمدند؛ در اینوقت مرحوم آیة الله آخوند ملاّ علی همدانی، که جنبۀ مرجعیّت را نیز حائز بودند، در اعلامیّهای برای اقامۀ مجلس ترحیم نوشتند:
إذا ماتَ العالِمُ ثُلِمَ فی الإسلامِ ثُلمَةٌ لا یَسُدُّها شَیءٌ؛2 «اگر عالمی از پویندگان طریق هدایت و مکتب راستین اهل بیت عصمت (آنان که
- مهر تابان. ص ٣٢٣.
- المحاسن، ج ١، ص ٢٣٣.

