اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

سیره صالحان

در حجیت افعال و گفتار اولیاء الهی

0

کتاب نفیس «سیره صالحان» نسخۀ منقّح سخنرانی‌های حضرت آیة‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه در سال 1432 ه.ق می‌باشد، که به تبیین و اثبات «حجّیّتِ قول و فعل اولیای‌الهی، به جهت حکایت از متن واقع» همراه با ذکر برخی ادله عقلی و نقلی و شواهد پرداخته و و با زبانی ساده و روان، پرده از حقایق نشکفتۀ این امر خطیر به‌قدر طاقت بشری، بر‌داشته و تا اندازه‌ای به شبهات مربوطه پاسخ می‌دهد. از آنجا که پس از ایراد سخنرانی‌ها، سؤالات و اشکالاتی مطرح شد و مرحوم مؤلف پاسخ‌هایی عمیق و ژرف مکتوباً ایراد فرمودند، محقّقان انتشارات مکتب وحی به دستور مؤلّف، پاسخ‌های مذکور را در ضمنِ متن کتاب، در جای مناسب آن، مندرج ساخته که بر غنای مطالب افزوده و مخاطب را با افق‌های والایی از معرفت به ولایت آشنا می‌نماید. اهمّ مطالب مندرج در این اثر: • انطباق عمل با متن واقع، معیار اطاعت از شرع • حجیت ذاتی کلام انبیاء و اولیاء به جهت حکایت از متن واقع • اعم‌بودن معنای ولایت از امامت • ولایت ولی‌الهی نسبت به جاهل حجیت ندارد • تحقّق مقام «لا یَشْغُلُه شَأنٌ عَن شَأنٍ» در اولیای‌الهی تحت ولایت امام‌زمان علیه‌السلام • سرّ حجیت فعل اولیاء در داستانِ حضرت موسی‌وخضر • تکامل نفسانی و فعلیت انسانی،‌دلیل حجیت عقلیه و شرعیه شریعت اولیای‌الهی • تفاوت ماهوی علم اولیاء‌الهی و دانش اهل‌ظاهر • عدم جواز عرضۀ قول و فعل ولی خدا بر کتاب و سنت • عینیت گفتار و رفتار اولیای‌الهی با معصومین، ملاک حجیت کلام آنان • علوم اولیای الهی به افاضۀ ائمۀ معصومین و اشراف آنها به مصالح و مفاسد

سیره صالحان

38
  • صادر نمی‌شود تا موجب ابهام و شبهه گردد.1

  • نفس انبیاء و معصومین علیهم السّلام صرفاً نقش اراده و مشیّت پروردگار را در خود جای می‌دهد و آن را به مردم ابلاغ می‌نماید، لاغیر. مریضی که به طبیب مراجعه می‌کند، پزشک برای نوشتن نسخه و دستور دارو از او دربارۀ قوم‌وخویش و حسب‌ونسبش نمی‌پرسد؛ بلکه صرفاً به شخص او و بیماری و شرایط خود او می‌نگرد.

  • بنابراین، هیچ نیازی نیست که انسان در مقام اطاعت از پیامبر الهی و یا معصوم علیه السّلام سؤال کند: «آیا این دستور شما ناشی از نظریۀ شخصی و رأی فردی شما است، یا دستور و امر پروردگار؟»، زیرا فرض صحت این سؤال، موجب سقوط حجیت و الزام کلام آن نبی و دستور آن معصوم خواهد بود؛ و دیگر نه‌تنها اطاعت از آن پیامبر و آن معصوم واجب و الزامی نخواهد بود، بلکه شرعاً حرام و مستوجب عقوبت است.

  • بنابراین، نفس پذیرش یک فرد به‌عنوان معصوم علیه السّلام و یا نبیّ الهی، مساوی است با اطاعت بی‌چون‌وچرا در همۀ اوامر و نواهی از او؛ و اطاعت از ولیّ الهی هیچ ارتباطی با علم و ادراک و اشراف انسان با حاقّ واقع و اطلاع از منشأ و مصدر حکم ندارد. چنان‌که مریض پس از مراجعه به طبیب، موظف به رعایت و انجام دستورالعمل او می‌باشد؛ خواه از دلیل و علت آن مطّلع باشد یا نباشد. و چه‌بسا اگر خود از کم‌وکیف درمان و راه‌های وصول به آن مطّلع بود، دیگر نیازی به رفتن و مراجعۀ نزد او را نداشت و خود رأساً به مداوای خویش اقدام می‌نمود.

  • عکس این مسئله نیز صادق است؛ یعنی اگر قطع به عدم وصول شخصی به مرتبۀ ولایت یا شک در آن وجود داشته باشد، عمل به دستورات او بدون رعایت ضوابط و انطباق با مبانی متقن شرع حرام می‌باشد.

    1. رجوع شود به سوره نجم (٥٣) آیه ٣ و ٤؛ سوره غافر (٤٠) آیه ٦٦؛ سوره هود (١١) آیه ٢٨؛ سوره اعراف (٧) آیه ٢٠٣؛ سوره انعام (٦) آیه ٥٧.