جلسه ۱: مقدمه مؤلف
14استاد: بله، بهتر است که «محال است» را تعبیر به استبعاد کنیم؛ بهجهت اینکه باید ببینیم حقیقت ادراکاتی که برای انسان پیدا میشود چیست؟ آیا میتوانیم بین ادراکات فرق بگذاریم؟ إنشاءاللَه در بحث «علم» از کتاب اسفار خواهیم گفت که در مقام افاضۀ علم، تمام مدرکات انسان از نقطهنظر افاضۀ علم هیچ فرقی نمیکنند؛ چه مدرکاتی که برای پیغمبر میآید، چه مدرکاتی که برای ابنملجم میآید، چه مدرکاتی که برای یک مورچه میآید، چه مدرکاتی که برای حضرت سلیمان میآید. افاضۀ تمام این مدرکات از ناحیۀ پروردگار است، و نحوۀ افاضۀ آن را هم در آنجا بیان میکنیم.1
بنابراین در اینجا دیگر نمیتوانیم بین کسانی که به مرحلۀ عرفان رسیدهاند و از عرفان بهرهمند و مستفیض شدهاند با کسانی که در مرحلۀ جدای از عرفان هستند، تفکیک قائل شویم. آن کسی که استدلال میکند و مطالب را با استدلال عقلی و برهان عقلی ترتیب میدهد، خود او هم ممکن است جرقهها و مسائلی در لا به لای حرفها و افکارش بیاید و او را تغییر بدهد و اینطرف و آنطرف کند. لذا در کلام بسیاری از همین امروزیها میبینیم که حرفهایی میزنند که تقریباً میشود طوری توجیه و تأویل کنیم که نوعی انس و مؤالفت با مشرب اسلامی و مشرب عرفانی داشته باشد. إنشاءاللَه در طول بحثهای آینده به فلسفۀ غرب هم اشاراتی خواهیم داشت.
اینطور نیست که«عرفان و فلسفه، دو مبنای جدا است؛ فلاسفه براساس پای چوبین حرکت میکنند و عرفا براساس شهود حرکت میکنند.» و قضیه به این نحوی که بر سر فلاسفه میزنند نیست؛ زیرا بالأخره آن بندگان خدا هم حالاتی دارند، آنها هم با حالات خودشان چیزهایی را میبینند و اینطور نیست که مسئله فقط به یک سری ذهنیات صرف محدود بشود. آن فیلسوفی که دارد فکر میکند و عقلش را بهکار میگیرد و همینطور دقیق میشود، چه شخصی و چه دستی او را در آن افق ذهن خودش هدایت میکند و همینطور جلو میبرد تا به این نکته میرساند؟ او را جلو میبرد، جلو میبرد، جلو میبرد و به نکتهای بالاتر میرساند!
- جهت اطلاع بیشتر پیرامون کیفیت افاضۀ علم بر موجودات از دیدگاه مؤلف، رجوع شود به افق وحی، فصل سوم: «در حقیقت وحی و الهام»، ص ٢٠٧ ـ ٢٨٤.

