جلسه ۱: مقدمه مؤلف
17لذا نکتهای که در نقد مسئلۀ مذهب تفکیک باید محور قرار بگیرد این است که یک شخص حقیقت را از طریق کشف میبیند و دیگری آن واقعیت را از طریق دیگری میبیند.
فقها مگر در مسائل فقهی خودشان اختلاف ندارند؟! این را که دیگر چه عرض کنم، فقط خواجه حافظ نمیداند! آیا این دلیل میشود که دین مختلف است؟! دین واحد است، اما در مقام اثبات مختلف میشود. حالا اگر کسی به حقیقت دین رسید و از مشرب دین ارتزاق کرد، میفهمد که دین، دینِ واحد است. البته عرض کردم که وحدت دین به چه نحو است و چه خصوصیاتی دارد؛ ولی بالأخره حقیقت دین برای او منکشف میشود و خودش نفس پیغمبر میشود و پیغمبر هم که دیگر اشتباه نمیکند، تا امروز یک فتوا بدهد و فردا از فتوای خود دست بردارد و بگوید: اشتباه کردم! بله، ممکن است بهعنوان ناسخ و منسوخ، امروز یک حرف بزند و فردا یک حرف دیگر بزند؛ ولی پیغمبر اینطور نیست که امروز بگوید: «حرف من این است!» و فردا بگوید: «نهخیر، حکمی که دیروز دادم اشتباه بود؛ بیایید قضا کنید!»
دلیل اختلاف در مشاهدات سالک
عارف اصلاً نمیتواند این حرف را بزند که مطلبی که آن دفعه از مکاشفۀ آسمان ششم، هفتم، دهم، بیستویکم و... برای شما نقل کردم، اشتباه بود؛ الآن برایم کشف شد که چنین چیزی در آنجا نبوده است! بله، میتواند بگوید که من دیروز در این مرحله بودم، ولی الآن در مرحلهای غیر از آن مرحله هستم. اصلاً همه همینطور هستند و همیشه سیر در حال پایین و بالایی است و مراتب دارد. از طرف دیگر، این سیر بالا میرود و سپس دوباره پایین برمیگردد. حتی در پایین آمدن، مسائل را با دقت زیادتری میبیند؛ چون ممکن است در هنگام سیر صعودی، آن مطلب را بهصورت عبوری مشاهده کرده باشد.1 در اینجا مسائل زیادی هست.
وصول نظری ابنسینا به بسیاری از واقعیات
تلمیذ: در این مطالبی که بیان فرمودید، آیا نفس با عقل تفاوت دارد؟ مگر عقل عبارت نیست از حیثیت تعقل نفس؟!
- روح مجرد، ص ٧١:
«[مرحوم حداد] میفرمودند: ”در هر لحظه علومی از من میگذرد بسیار عمیق و بسیط و کلی، و چون در لحظۀ ثانی بخواهم به یکی از آنها توجه کنم، میبینم عجبا، فرسنگها دور شده است!“»
- روح مجرد، ص ٧١:

