جلسه ۴
16و کلُّ من کان فی بحرِ الجهلِ والحُمق أولجَ و عن ضیاء المعقول و المنقول أخرجَ، کان إلیٰ أوج القبولِ والإقبالِ أوصل و عند أرباب الزمان أعلمَ و أفضل!
کم عالمٍ لم یَلِج بالقَرع باب مُنیٰ *** و جاهلٍ قبلَ قرعِ الباب قد وَلَجا1و2 «و هر کسی که بیشتر در دریای جهل و حماقت فرو رفته بود و از ضیاء و روشنایی معقول و منقول برکنارتر بود، قبول و اقبال مردم نسبت به او بیشتر بود و در نزد مردم، طائر اقبالش بالاتر بود و پیش ارباب زمان، اعلم و افضل بهحساب میآمد!
چهبسا علمایی را میبینید که با وجود کوبیدن درب، به آرزو نرسیدند؛ و جاهلی را میبینید که قبل از اینکه در را بکوبد، به کام مراد رسیده و وارد شده است!»
آن عالم بیچاره بهواسطۀ علمش در کنج خانه است، اما جاهلان بر استر مراد سوارند و میتازند! خلاصه، هر کسی را دیدید که بالاتر است، بدانید که کارش خرابتر است!
غربت حکمت و عرفان در حوزۀ علمیۀ نجف در زمان مرحوم قاضی
[مرحوم آقا میفرمودند:
یکی از دوستان ما که از طلاب نجف بود و سالیانی ادراک محضر مرحوم قاضی ـ أعلیٰ اللَه مقامه ـ را نموده بود، برای حقیر میگفت:
«قبل از اینکه با حضرت ایشان آشنا شوم، هر وقت ایشان را میدیدم، خیلی دوست میداشتم، و چون در سلوک و رسیدن به لقاءاللَه و کشف وحدت حضرت حق شک داشتم، لهذا از رفتن به محضر ایشان کوتاه میآمدم؛ تا وقتی یکی از دوستان شیرازی ما از شیراز دو دینار فرستاد تا من خدمت ایشان تقدیم کنم.
مرحوم قاضی نمازهای جماعت خود را در منزل خودشان با بعضی از رفقا و دوستان سلوکی به جماعت میخواندند. من در موقع غروب به منزل ایشان رفتم تا هم نماز را به جماعت با ایشان اداء کنم و هم آن وجه را به محضرشان تقدیم کنم.
مرحوم قاضی نماز مغرب را در اول غروب آفتاب، یعنی به مجرد استتار قرص خورشید، طبق نظر و فتوای خودشان به جماعت خواندند و الحقّ، نماز عجیب و با حال و با توجهی بود. بعداً نوافل و تعقیبات را بجای آوردند و آنقدر صبر کردند تا زمان عشاء رسید. آنگاه نماز عشاء را نیز با توجهی تام و طمأنینه و آداب خاصّ خود بجای آوردند که حقاً در من مؤثر واقع شد.
- دیوان الغَزّی، ص ٧٤٩.
- الحکمة المتعالیة، ج ١، ص ٤ ـ ٦.

