جلسه ۵
19این را بدان: کسی که بهواسطۀ نور علمش محجوب بشود و ماورای آنچه را فهمیده است انکار کند، دیگر نمیتواند حرکت کند و بر حدّ علمش باقی مانده است، و با آن سِتارهای جبروتی که خداوند قرار داده است تا این اسرار در تحت آنها محفوظ بماند، محجوب میشود و دیگر به آنها نمیرسد.»
و إنّی أیضًا لا أزعمُ أنّی قد بلغتُ الغایةَ فیما أوردته، کلّا؛ فإنّ وجوهَ الفهم لا تنحصر فیما فهِمتُ ولا تُحصیٰ و معارفُ الحقّ لا تتقیّد بما رسمتُ و لا تُحویٰ،1 لأنّ الحقّ أوسعُ من أن یُحیطَ به عقلٌ و حدٌّ و أعظمُ من أن یحصره عقدٌ دون عقد.
«من اینطور گمان و ادعا نمیکنم که به نهایت مطلب رسیده باشم؛ اینطور نیست. زیرا وجوه فهم، منحصر در آنچه من فهمیدهام نیست و معارف حق، مقید به آنچه من رسم کردهام و جمع کردهام نیست؛ چون حق وسیعتر است از اینکه عقل و حدّی به آن احاطه پیدا کند، و اعظم است از اینکه عقد و گِرهای آن را حصر کند.»
فإن أحللتَ بالعنایة الربّانیة مُشکلَها و فتحتَ بالهدایة الإلهیة مُعضَلَها، فاشکُر ربّک علیٰ قدر ما هداک من الحکم، و احمَدْه علی ما أسبغَ علیک من النِعَم.
«اگر با عنایت ربانیه مشکل این معارف را باز کردی و بهواسطۀ هدایت الهی، معضلش را باز کردی، خدا را شکر کن برای آنمقدار حکمتی که به تو داده است و با آن تو را هدایت کرده است، و او را حمد کن بر آن نعمی که بر تو جاری ساخته است.»
توصیۀ ملاّصدرا به کتمان اسرار از افراد نا اهل
و اقتدِ بقول سیّدِ الکونین و مرآةِ العالمین علیه و علی آله من الصِلوات أنماها و من التسلیمات أزکاها: «لا تؤتوا الحکمةَ غیرَ أهلها فتُضلّوها، و لا تمنَعوا أهلَها فتظلِموها.»2
فعلیک بتقدیسها عن الجلودِ المیتةِ و إیّاک و استیداعها إلّا للأنفسِ الحیّةِ، کما قرّره و أوصیٰ به الحکماءُ الکبارُ أولی الأیدی والأبصار.
«[و به فرمایش حضرت سیدالکونین و آینۀ تمامنمای عالم وجود ـ که بزرگترین و پاکترین درودها و سلامها بر او و بر اهلبیتش باد ـ اقتدا کن]: ”حکمت را بهدست غیر اهلش ندهید وإلاّ حکمت را گمراه کردهاید و از بین بردهاید، و از اهلش هم منع نکنید وإلاّ به حکمت ظلم کردهاید!“
- خ ل: تُحصیٰ.
- عوالی اللّئالی، ج ٤، ص ٨٠؛ من لا یحضره الفقیه، ج ٤، ص ٤٠٠؛ با قدری اختلاف در مصادر.

