جلسه ۷
16بعضیها جنبۀ مشاهدهها را خلط کردهاند و مشاهدات واقعی کما هو حقه را با مشاهدات صوری و مثالی یکی دانستهاند.
بعضیها با اینکه حکیم بودهاند، اما وقتی ما به عبارات ایشان نگاه میکنیم خیلی تردید و خلجان در تعبیراتشان مشاهده میکنیم؛ مثلاً همانطوریکه در حواشی اسفار آمده است،1 مرحوم محمدرضا قمشهای آنطور که باید و شاید نتوانسته است مقام «نبی» را از مقام «نبأ» یعنی حکایت از واقع کما هو هو، تمیز بدهد، لذا این مقام را با آن مقام یکی کرده است. بنابراین طبق اعتقاد ایشان، هر نبی باید اسفار اربعه را طی کرده باشد؛ درحالیکه قطعاً اینطور نیست و ما در کلمات انبیا و در حالات آنها مشاهده میکنیم که بعضیها حتی فناء ذاتی هم پیدا نکرده بودند و در عالم مثال یا ملکوت و... بودند. آنمقداری که برای نبوت لازم است، وحی و ارشاد به خلق و ابلاغ است و همین مقدار کفایت میکند.
این اختلافات بهخاطر این است که اینها خودشان به این مطالب نرسیدهاند، لذا در عباراتی که از بزرگان نقل شده است دچار اشتباه و تردید شدهاند. بقیۀ مسائل إنشاءاللَه برای بعد باشد.
عدم ادراک فناء تام ذاتی مگر پس از مراجعت در سفر دوم
تلمیذ: چند روز پیش فرمودید که روی سنگ مرحوم علامه طباطبایی نوشته شده است: «المرتقی إلیٰ جنةالذات»2 و وقتی مرحوم آقا کنار آن نشسته بودند فرمودند: «ولی به نظر حقیر این نوشته، معرّف شخصیّت و واقعیّت حضرتش نیست!»3 این جنةالذات ربطی به فناء فی الذات ندارد؟
استاد: نهخیر، مسئله بالاتر از جنةالذات است. جنةالذات عبارت است از فناء ذاتی، که گاهی اوقات بهصورت حال برای انسان پیدا میشود. اما آنها در سفر من الحق فی الحق یا سفر بعدی که من الحق إلی الخلق است سیر میکنند و در آنجا مشاهدۀ همۀ صفات جمالیه و جلالیۀ پروردگار بهنحو تفصیل است. این مقام خیلی مهم است و اهمّیتش خیلی زیاد است. اما در جنةالذات ممکن است که حالات فناء برای انسان پیدا بشود، ولی دوباره انسان حالات صحو پیدا کند، دوباره حالات محو پیدا کند، ولی دوباره به صحو برگردد.
- الحکمة المتعالیة، ج ١، ص ١٣، تعلیقه ١.
- مهر تابان، ص ١٣١.
- همان.

