
جلسه ۱۴
السفر الأول و هو الذي من الخلق إلى الحق في النظر إلى طبيعة الوجود و عوارضه الذاتية المسلك الأول في المعارف التي يحتاج إليها الإنسان في جميع العلوم المقدمة في تعريف الفلسفة و تقسيمها الأولي و غايتها و شرفها
جلسه ۱۴
13آیا وقتی حضرت ابراهیم از خدا «حکم» میخواهد، منظورش همین تصدیق به وجود اشیاء است؟! یعنی من اعتقاد جازم و محکم و صد در صدی پیدا کنم که ملائکهای هست، عالم جبروتی هست، عدلی هست، عقل فعالی هست، لوح و قلمی هست، قضا و مشیت و ارادهای هست و اسماء و صفات الهیهای هست. اینها که فایدهای ندارد و مهم نیست! تصدیق به وجود اشیاء که هنر نیست! هنر این است که انسان به نظام أتم و أحسن و أکمل، علم حضوری پیدا کند و حقیقت تعیّنی اشیاء، به یک حقیقت بسیط علیالإطلاق تبدیل شود و انسان در آن مضمحل و فانی شود. اینجا دیگر مقامی است که مافوق آن معنا ندارد.
این همان حکمت نظری است که مرحوم آخوند بیان میکند. البته چون مرحوم آخوند اهل مراقبه و مکاشفه بود و حالاتی برایش پیدا شده و حجابهایی برایش برداشته شده بود، لذا در کلمات ایشان مشاهده میکنید که میخواهد جنبۀ فلسفی را به آن جنبۀ اشراقی و ذوقی برگرداند و با آن مخلوط و حل کند. البته همانطور که قبلاً خدمتتان عرض شد، اینها راههای متفاوتی بهسوی یک حقیقت هستند، نهاینکه راهها با هم تفاوت دارند. اما آن مقامی که ایشان میگویند، به این کیفیّت برای انسان حاصل نمیشود، مگر اینکه انسان قدم در راه بگذارد و مراقبه و مجاهده داشته باشد.
مراتب حکم
تلمیذ: مسئلۀ در مورد حضرت زکریا و حضرت یحیی هم همینطور است: ﴿ءَاتَيۡنَٰهُ ٱلۡحُكۡمَ صَبِيّٗا﴾.1 یعنی اگر قرار باشد که آن حکم را به حضرت یحیی بدهند، مثلاً قضاوت را نمیدهند، بلکه مراتب عالی آن را میدهند که همان علم حضوری است. آنوقت آیا لازمهاش این نمیشود که ایشان مقامشان بالاتر از حضرت ابراهیم باشد، چون حضرت ابراهیم در اواخر نبوتشان این را میخواهند؟
استاد: عرض کردم همانطور که صلوح و صالح دارای مراتبی است، حکم هم دارای مراتبی است؛ مقام جمعی داریم، مقام جمعالجمعی داریم، مقام وحدت در کثرت داریم، مقام کثرت در وحدت داریم، و همۀ اینها مراتب حکم است که کُلٌّ بِحَسَبِه اعطا میشود.
- سوره مریم (١٩) آیه ١٢.
