
جلسه ۱۴
السفر الأول و هو الذي من الخلق إلى الحق في النظر إلى طبيعة الوجود و عوارضه الذاتية المسلك الأول في المعارف التي يحتاج إليها الإنسان في جميع العلوم المقدمة في تعريف الفلسفة و تقسيمها الأولي و غايتها و شرفها
جلسه ۱۴
16تعریف حکمت عملی
و أمّا العملیّةُ فثَمرتُها مُباشرةُ عَملِ الخَیر؛1 «حکمت عملی، علمی است که ثمره و نتیجهاش این است که انسان به عمل خیر مباشرت داشته باشد و به آن ملتزم شود.»
ایشان در اینجا هم حکمت عملی را تعریف نکرد، بلکه دوباره علت غایی آن را بیان کرد.
به نظر من تعریف بهتر همان تعریفی است که ایشان در شرح الهدایة الأثیریة فرمودهاند:
حکمت عملی عبارت است از علم به رفتار و خصوصیّات و کردار و ملکات و صفات انسان و راه زدودن صفات زشت و رذیله و جایگزین کردن صفات حسنه.2
تلمیذ: حکمت عملی هم علم است و خود آن علم، حکمت عملی نیست؛ بلکه تحقق آن اعمال در بدن و تعامل نفس با اشیاء خارجیه، حکمت عملی است.
استاد: انسان تا چیزی را نداند، دنبال آن نمیرود؛ لذا اول باید بداند که چهکار کند تا بعداً آن عمل در او محقق شود. پس این دو صورت دارد: یک صورت علمیه و یک صورت عینیه. این مطالبی که مرحوم آخوند در اینجا نوشته است، صورتی از آن حالات نظام أحسن هستی و عوارض ذاتی وجود است و جنبۀ حکایی دارد. یعنی این کتاب از آنچه در این نظام وجود دارد حکایت میکند و شما با خواندن این کتاب، از نقطهنظر ذهنی به حقیقت آن میرسید، ولی دیگر از نقطهنظر عینی نمیرسید؛ مگر اینکه کار دیگری انجام بدهید. یعنی اگر ما این کتاب را بخوانیم و بفهمیم که عقل فعال و این عوالم وجود دارند، قاعدۀ علّیت را بفهمیم، جنبۀ بساطت وجود را بفهمیم، اسماء و صفات جمالیه و جلالیه و وحدت یا غیریت آنها با ذات را بفهمیم، حکمت نظری میشود. حالا باید این حکمت نظری را در وجود خودمان محقق کنیم. حکمت عملی در صدد این تحقق است؛ یعنی حکمت عملی مقدمۀ حکمت نظری است. حکمت عملی میگوید: حالا که این مطالب را خواندی، برای اینکه در وجود خود به این مطالب برسی و اینها در وجود تو محقق شود باید یکسری اعمال را انجام بدهی. آن اعمالی که ما باید انجام بدهیم، به حکمت عملی برمیگردد و مقدمۀ برای رسیدن به حقیقت حکمت نظری میشود، که آن حقیقت عبارت است از شهود.
- الحکمة المتعالیة، ج ١، ص ٢٠ و ٢١.
- شرح الهدایة الأثیریة، ص ٦.
