
جلسه ۱۴
السفر الأول و هو الذي من الخلق إلى الحق في النظر إلى طبيعة الوجود و عوارضه الذاتية المسلك الأول في المعارف التي يحتاج إليها الإنسان في جميع العلوم المقدمة في تعريف الفلسفة و تقسيمها الأولي و غايتها و شرفها
جلسه ۱۴
17البته همانطوریکه عرض کردم، حقیقت و واقعیت حکمت نظری موجب استکمال میشود، نه مابینالدفتین؛ چون گفتیم که این سفر ذهنی، مطابق با سفر نفسی و باطنی است، و باطن و حقیقتش همان حکمت شهودی و وجدانی و همان عرفان است. ما برای رسیدن به آن باید ملکات بد را از خود دفع کنیم و ملکات حسنه را بهجای آن بیاوریم. بهواسطۀ ملکات حسنه، این حقایقی که در اینجا نوشته شده است و تا بهحال ذهنی بود، دیگر برای ما عینی میشود.
مراتبی در اینجا وجود دارد: اولاً ما باید این حکمت نظری را بهوسیلۀ برهان و تصدیق بخوانیم. شاید ما این را کاملاً یاد بگیریم و بفهمیم که در عالم چه خبر است، ولی مطلب در اینجا تمام نمیشود، بلکه این فعلاً یک مرحله است. بعد از آن باید راه رسیدن به اینجا را یاد بگیریم، که به آن حکمت عملی میگویند. کتب اخلاق مثل معراج السعادة، جامع السعادات، احیاء العلوم، بحر المعارف و امثالذلک، متصدّی حکمت عملی هستند. اما اگر ما صرفاً آنها را بخوانیم، مسئله تمام نیست؛ بلکه باید به آنها عمل کنیم تا مقدمهای شود برای اینکه به باطن آنها برسیم، یعنی اخلاق سیّئه به اخلاق حسنه متبدل شود. این تبدّل به اخلاق حسنه یعنی تخلّق به اخلاقاللَه. تخلّق به اخلاقاللَه یعنی انکشاف حقیقت وجود برای انسان. آن انکشاف یعنی عرفان. پس حکمت عملی مقدمهای برای عرفان واقع میشود. یعنی شما با حکمت عملی، اخلاق سیّئه را به اخلاق حسنه تبدیل میکنید، و این مقدمۀ رسیدن به باطن است؛ پس حکمت عملی مقدمۀ موصله برای رسیدن به باطن حکمت نظری است.
ممکن است شما ظاهراً حکمت نظری را بخوانید، ولی نسبت به حکمت عملی اصلاً یک قدم هم برندارید، ولی در عینحال بدانید که عالم ماده وجود دارد، عالم برزخ ماده وجود دارد، ملکوت ماده وجود دارد، عقل ماده وجود دارد، سلسلۀ عقول عشره وجود دارد. منبابمثال اگر یک نصرانی یا کمونیست یا یک تودهای همۀ این اسفار را کاملاً بخواند و از خود ملاّصدرا هم بهتر بفهمد، برای او چه فایدهای دارد؟ آنچه او خوانده است فقط حکمت نظری است و فقط اسفار نظری را طی کرده است، ولی اسفار عملی را طی نکرده است. برای طی کردن اسفار عملی باید سراغ حکمت عملی برود و آنچه در فکرش هست بیرون بریزد و اخلاق حسنه بهجای آن بیاورد تا بعد از اینکه اخلاق حسنه بهدست آمد، به باطن حکمت نظری برسد، که عبارت است از عرفان و شهود.
