
جلسه ۱۷
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۱۷
13شما در هر حملی، ولو حمل تساوی، تغایری لازم است؛ بهعنوانمثال وقتی که میگویید: زیدٌ زیدٌ، و زید را بر زید حمل میکنید، بالأخره تغایری لازم است، ولو این تغایر به تعمّل عقلی1 باشد. مثلاً میگوییم: آن زیدی که در ذهن است، همان زید است؛ یعنی یک زیدی مغایر با او درست میکنیم، بعد آن زید را بهعنوان تأکید، بر این زید حمل میکنیم.
اما محال است که یک شیء بتواند بر آن شیء حمل بشود، درحالیکه منجمیعالجهات و از هر جهتی ـ ولو از جهات أعرفیت و از جهات معرفت ـ عین شیء دیگر باشد؛ چون حمل الشّیء علی نفسه محال است. یعنی هر وقت شما بخواهید هر محمولی را بر هر موضوعی حمل کنید، باید بین اینها دوگانگی و تغایر ایجاد کرده باشید؛ درحالیکه اینها از هیچ نقطهنظری تغایر ندارند.
اگر بنده بخواهم بگویم: «من من هستم»، غلط است؛ مگر اینکه به تمحّلات بعیده متمسک شویم. منبابمثال شخصی با من مشتبه شده است، یعنی شاید من برای شما غیر از خودم باشم؛ لذا میگویم: من من هستم! یعنی من خودم این حرف را زدم! یا من خودم این کار را انجام دادم. در اینجا یک تغایر تعمّلی وجود دارد.
اما در «الوجود وجود» یا «الوجود المطلق وجودٌ»، هم خود موضوع «وجود» است و هم محمول «وجود» است و هم نسبت اینها «وجود» است؛ بنابراین ما میخواهیم چه چیزی را برای چه چیزی ثابت کنیم؟
ما در اینجا میخواهیم امری را منجمیعالجهات برای همان امر منجمیعالجهات ثابت کنیم؛ این دیگر خیلی بعید است و اصلاً اثباتش غیر صحیح است.
امکان اقامۀ برهان بر اثبات وجودات متعین
بعد ایشان وجود را به دو قسم تقسیم میکند: یک وجود مطلق داریم و یک وجود متعین داریم. ما برای وجود متعین نیاز به اثبات داریم تا ببینیم که این وجودِ معلول، آیا هست یا نیست. میگوییم: بله، هست. بعد سراغ علتش میرویم؛ وقتی علتش ثابت شد خودش هم ثابت میشود.
- یعنی عملیات عقلی.
