
جلسه ۱۷
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۱۷
18مضاف در اینجا عبارت است از نفسُ تعلّق العقلیّه. و نفسُ الإضافه یعنی خود اضافه و خود تعلق عقلی. یعنی ما غلام عقلی ـ نه غلام خارجی ـ را به زید اضافه میکنیم؛ وإلا غلام خارجی که سر جایش نشسته است و طنابی هم بینشان متصل نیست. پس هرچه هست دارد در عالم ذهن انجام میگیرد و درست میشود. در عالم ذهن، یک غلام ذهنی است که یک رابطه بین او و زید برقرار کردهایم. این همان نفس اضافۀ ذهنیه است که بهحسب مجاز، به «غلام» مضاف میگوییم و به «زید» مضافٌإلیه میگوییم و به نسبت بین اینها هم اضافه میگوییم.
«حالا فرقی نمیکند که این وجود، وجود شیءٍ آخر باشد (یعنی وجود تعینات و وجود معلولی باشد، خواه وجود متعین و متعلق باشد و خواه وجود رابط باشد) یا وجودَ حقیقتِه و ذاتِه باشد (یعنی وجود مطلق باشد).»
یعنی هر دو خود ثبوت است؛ چون وجود شیء آخر هم خودش است و فرقی با هم نمیکنند، منتها یک تعیّن گرفته است که این تعیّن عبارت است از همان ماهیت او؛ پس آن وجود متعین هم چیز دیگری غیر از حقیقت ذات وجود نیست.
«و این وجود بما هو هو از هیچکدام از این دو قسم إبا ندارد و با هیچکدام مشکلی ندارد؛ چه بهصورت مطلق باشد و چه بهصورت متعین باشد (یعنی مثل موم است که به هر شکلی که بخواهد درمیآید).
این وجود بهواسطۀ برهان، وجوب پیدا نمیکند و با تبیین و بیان و مبیّن، ثابت نمیشود و شما نمیتوانید ثبوت را برای این وجود اثبات کنید؛ بهضرورت اینکه در واقع، کون دائماً یا کون شیءٍ است (یعنی وجود متعلق و متعین است) یا خودش است (یعنی وجود مطلق است)؛ بلکه برهان و حس هم هر دو قسم را ایجاب میکنند.»
آن را ایجاب میکنند، نهاینکه به آن وجوب میدهند؛ یعنی آن برهان برای وجود مطلق میگوید که وجود مطلق باید تحقق داشته باشد، و دلیل حسّی هم وجوب را برای وجود متعین ثابت میکند و مثلاً میگوید: به این دلیل، انسان باید وجود داشته باشد و یا به این دلیل، بقر باید وجود داشته باشد و یا به این دلیل، شجر باید وجود داشته باشد و یا به این دلیل، سماء باید متغیر باشد و یا به این دلیل، عالم باید حادث باشد. پس این دلیل حس، وجوب حسّی را ثابت میکند، و برهان هم فقط وجوب آن را ثابت میکند که باید وجوبی باشد؛ اما محال است که برهان بتواند حقیقت آن را ثابت کند. بنابراین برهان در اینجا به معنای دلیل است؛ یعنی فقط وجود او را ایجاب میکند و میگوید: وجود باید بهنحو مطلق باشد یا وجود باید بهنحو بسیط باشد. یعنی ما در اینجا دو وجود داریم: یک برهان میگوید: یک وجود، وجود مطلق و لابشرط مقسمی است و آن وجودی است که در همۀ اشیاء سریان دارد و در عینحال، با حفظ سریان در همۀ اشیاء، متعینهای این وجود هم برای خودشان وجود دارند؛ یک برهان دیگری هم وجود این تعینات را ثابت میکند، مثل وجود شجر، وجود حجر، وجود سماء، وجود ملائکه و وجود عقل.
